30بوک
کتاب عمومی
ادبیات
شعر نو
به میچکا که روز و شب ها پشت پنجره ام بود

به میچکا که روز و شب ها پشت پنجره ام بود

(0)

موجود نیست

دفعات مشاهده کتاب
72

علاقه مندان به این کتاب
0

می‌خواهند کتاب را بخوانند
0

کسانی که پیشنهاد می کنند
0

کسانی که پیشنهاد نمی کنند
0

نظر خود را برای ما ثبت کنید

توضیحات کتاب به میچکا که روز و شب ها پشت پنجره ام بود

انتشارات چشمه منتشر کرد:
بلند شدی نشستی روی تخت و تاریک بود
تکه ای فلز از ماشین شب پرید و از کار افتاد
بلند شدی نشستی و من
اندوه جامعه در چشمم بود همچون یک فنر یدک
برگشتم نبینی
بلند شدی نشستی و
شکل ازلی مجسمه ها بودی
بلند شدی نشستی و نشستنت
معماری کهنه ای بود و ضربی بود گنبد خاکش ...
و قوافل صحرا با دلنگ دلنگ شترها می گذشت ...
و نشستنت چه شبی بود چه شبی
فروشگاه اینترنتی 30بوک

    • نوع کالا
    • دسته بندی
    • موضوع اصلی
    • موضوع فرعی
    • نویسنده
    • نشر
    • شابک
    • زبان کتاب
    • قطع کتاب
    • جلد کتاب
    • تعداد صفحه
    • وزن
    • نوبت چاپ
    • سال انتشار
    • فارسی
    • رقعی
    • شومیز
    • 106 صفحه
    • 100 گرم
    • 1
    • 1396

نظرات کاربران (0)

نظر شما در مورد این کتاب

امتیاز شما به این کالا:

نظرات دیگر کاربران

بریده ای از کتاب (0)

بریده ای از این کتاب

بریده های دیگر کاربران

عیدی