

انتشارات تنديس منتشر کرد: ""شيد"، بچه خفاشي است كه جثهي بسيار كوچكي دارد و بسيار كنجكاو و ماجراجو است. او تصميم ميگيرد طلوع خورشيد را ببيند و اين كار را انجام ميدهد. اما اين كار او باعث عصبانيت جغدها، دشمنان خفاشها، ميشود. شيد مورد بازخواست قرار ميگيرد، زيرا او قانون را زيرپا گذاشته است. او درمييابد كه خفاشها حق ندارند خورشيد را ببينند، زيرا اين كار آنها باعث عصبانيت جغدها ميشود. اما فريدا كه در جواني خود نيز چنين كاري را انجام داده است، شيد را ميبخشد. اما جغدها از آنها انتقام ميگيرند و نشيمنگاه گروه بال نقرهايها را كه درختي بلند است، آتش ميزنند. شيد به همراه مادر و گروهاش مجبور ميشوند به جنوب مهاجرت كنند، و مکان ديگري براي خود پيدا كنند. اما در ميان راه گروه دچار توفان شده و به طور اتفاقي شيد از مادر و گروه جدا ميشود و تنها ميماند. او به طور اتفاقي با "مرينا"، كه خفاش ماده است، آشنا ميشود. مرينا كه از گروه خود طرد شده تصميم ميگيرد به همراه شيد به دنبال گروه بالنقرهايها بگردد." فروشگاه اينترنتي 30بوک
شاید بپسندید














از این نویسنده














از این مترجم













