

انتشارات آموت منتشر کرد:
وقتی قربانیان یک بیماری مرموز و ناشناخته خاطرات زندگیهایی را به یاد میآورند که هرگز تجربه نکردهاند، یک کارآگاه ادارهی پلیس نیویورک تلاش میکند پرده از راز این بیماری بردارد. او در تلاش برای حل معمای خاطرههای کاذب با زنی دانشمند آشنا میشود که با اختراع دستگاهی حیرتانگیز، ناخواسته زمان را به گسست دچار، و واقعیت را متزلزل و بیثبات کرده است. آنها همراه و همقسم میشوند و زندگیهای زیادی را در کنار هم سپری میکنند تا نگذارند جهان به سرنوشت شومی که در انتظارش است، دچار شود اما وقتی هر لحظه واقعیت در معرض تغییر و جابجایی قرار دارد، نجات جهان از فرجام دهشتناکش به ماموریتی ناممکن بدل میشود تا اینکه ...
نیوزویک: «بلیک کراوچ بار دیگر در یک داستان علمی تخیلی با استادی تمام علم و هیجان را درهم میآمیزد و تجربهای میآفریند که عمیقا انسانی است.»
یو اس ای تودی: «یک داستان پر هیجان که ذهن را به عالم خیال میبرد.»
مینهسوتا استار تریبیون: «یک داستان پرهیجان فلسفی با کنشهای سینمایی و شخصیتهایی فراموشنشدنی.»
بوزفید: «بازگشت خواب را از چشم شما خواهد ربود، چون اولا نمیتوانید از خواندنش دست بکشید و بعد هم نمیتوانید به آن فکر نکنید.»
سایفای وایر: «عناصر شکنندهی زمان، هویت و خاطره در رمان علمی تخیلی پرهیجان کراوچ در هم تنیده میشوند و ذهن خواننده را حتی پس از پایان کتاب نیز با خود درگیر میسازند.»
بوکپیج: «هوشمندانهترین و حیرتانگیزترین داستان پرهیجان سال»
فروشگاه اینترنتی 30بوک
خلاصهی کتاب
رمان «بازگشت» با یک ماجرای عجیب آغاز میشود: مردم بهطور ناگهانی دچار «سندروم خاطره کاذب» (False Memory Syndrome) میشوند. این بیماری باعث میشود که افراد خاطرات واضح و کاملاً واقعی از زندگیای داشته باشند که هرگز تجربه نکردهاند.
برخی از آنها معتقدند که ازدواج کردهاند و بچه دارند، درحالیکه در زندگی واقعیشان مجرد هستند. دیگران به یاد میآورند که سالها در شهری دیگر زندگی کردهاند، درحالیکه هرگز آنجا نبودهاند. این اتفاق بسیاری از مردم را دچار بحران هویت میکند و حتی برخی از آنها را به مرز جنون یا خودکشی میرساند.
بری ساتن، یک کارآگاه پلیس در نیویورک، زمانی که در حال بررسی پروندهی زنی است که به دلیل تجربهی چنین خاطراتی خود را از ساختمان بلندی به پایین پرتاب میکند، متوجه میشود که این اتفاق تصادفی نیست. تحقیقات او کمکم او را به حقیقتی هولناک هدایت میکند؛ حقیقتی که تنها مربوط به ذهن و حافظهی انسان نیست، بلکه کل ماجرا را به چالش میکشد.
در همین حال، هلنا اسمیت، دانشمند علوم اعصاب، سالهاست که روی توسعهی دستگاهی کار میکند که میتواند خاطرات انسان را ثبت و بازسازی کند. انگیزهی اصلی او درمان بیماری آلزایمر مادرش است، اما وقتی یک سرمایهدار مرموز از او حمایت میکند و او را به آزمایشگاهی مخفی میبرد، متوجه میشود که این فناوری بسیار فراتر از چیزی است که تصور میکرد. او ناگهان درگیر پروژهای میشود که نهتنها حافظهی افراد را تغییر میدهد، بلکه میتواند گذشتهی جهان را بازنویسی کند.
مسیر هلنا و بری در نهایت به هم گره میخورد و آنها درمییابند که دستگاه حافظهای که ساخته شده، درواقع یک ماشین زمان است، اما برخلاف ماشینهای زمان سنتی که فقط اجازهی سفر در زمان را میدهند، این دستگاه باعث میشود فرد به گذشتهی خودش بازگردد و زندگیاش را از همان نقطه دوباره ادامه دهد، درحالیکه تمام خاطرات آیندهاش را حفظ کرده است. این موضوع منجر به هرجومرجی بزرگ میشود، زیرا افراد ثروتمند و قدرتمند شروع به استفاده از این تکنولوژی میکنند تا زندگیهای خود را به روشهای مختلف تغییر دهند، بدون اینکه بقیه از آن آگاه باشند.
با گسترش استفاده از این فناوری، واقعیت شروع به فروپاشی میکند. زمان دیگر یک خط مستقیم نیست، بلکه مجموعهای از خاطرات و انتخابهای بازنویسیشده است. هر تغییری که در گذشته ایجاد میشود، موجی از تغییرات را در آینده ایجاد میکند و این چرخهی بیپایان باعث میشود که جهان بهتدریج به یک آشفتگی غیرقابلکنترل کشیده شود.
بری و هلنا حالا با این چالش روبهرو هستند:
آیا میتوان این روند را متوقف کرد؟ آیا راهی وجود دارد که از فروپاشی کامل واقعیت جلوگیری کند؟
مضامین اصلی کتاب
این رمان فقط یک داستان علمی-تخیلی پرهیجان نیست، بلکه به سؤالات عمیقی دربارهی ماهیت حافظه، هویت و واقعیت میپردازد:
- اگر بتوانیم به گذشته برگردیم و تصمیماتمان را تغییر دهیم، آیا واقعاً انسانهای بهتری خواهیم شد؟
- حافظه تا چه حد حقیقتِ وجودیِ ما را شکل میدهد؟ اگر تمام خاطرات ما پاک شوند، آیا ما هنوز همان فرد قبلی هستیم؟
- آیا اگر به افراد قدرت تغییر گذشته را بدهیم، جهان به جای بهتری تبدیل میشود یا همهچیز فرو میپاشد؟
بررسی کتاب بازگشت نشر آموت
رمان «بازگشت» توانسته است تعادلی عالی بین هیجان، تعلیق، و مفاهیم علمی پیچیده ایجاد کند. بلیک کراوچ (Blake Crouch) در این اثر همان سبک نفسگیر و جذابی را به کار میبرد که پیشتر در رمان موفقش، «مادهی تاریک»، نشان داده بود.
او بهگونهای از مفاهیم علمی پیچیده مثل حافظه، زمان و فیزیک کوانتومی استفاده میکند که برای مخاطب عام نیز قابلفهم و جذاب باشد.
بسیاری از منتقدان کتاب را تحسین کردهاند، اما برخی نیز معتقدند که در نیمهی دوم داستان، روایت کمی پیچیده و سنگین میشود. باوجود این، اکثر خوانندگان از پایانبندی داستان و تأثیر احساسی آن شگفتزده شدهاند.
بلیک کراوچ؛ نویسندهای در مرز میان علم و هیجان
او با نام کامل ویلیام بلیک کراوچ (William Blake Crouch) در ایالت کارولینای شمالی، آمریکا چشم به جهان گشود. او از کودکی علاقهی زیادی به داستاننویسی داشت و پس از پایان دبیرستان، در رشتهی زبان انگلیسی و نویسندگی خلاق از دانشگاه کارولینای شمالی در چپل هیل فارغالتحصیل شد.
کراوچ نویسندهای است که در داستانهایش به شکلی منحصربهفرد دنیای علمی-تخیلی را با هیجان و تعلیق داستانهای معمایی ترکیب میکند. او معمولاً در کتابهایش به موضوعاتی مانند ماهیّت واقعیت، خاطرات، زمان، هویت، و تأثیر پیشرفتهای علمی بر زندگی انسان میپردازد.
سبک نگارش او پرکشش و سرشار از تعلیق است، بهطوری که خواننده را تا پایان داستان درگیر میکند.
بلیک کراوچ تاکنون چندین رمان منتشر کرده است و بیشتر با رمانهای علمی-تخیلی و هیجانانگیزش شناخته میشود. برخی از مهمترین آثار او عبارتاند از:
- مادهی تاریک (Dark Matter) ۲۰۱۶
این رمان یکی از مشهورترین و تحسینشدهترین آثار اوست. داستان دربارهی فیزیکدانی است که پس از دزدیدهشدن، به جهانی موازی منتقل میشود و درمییابد که نسخههای دیگری از خودش در واقعیتهای جایگزین وجود دارند. این کتاب به بررسی مفهوم واقعیتهای چندگانه و تصمیمات انسان میپردازد.
- سهگانهی پاینز (Wayward Pines Trilogy) ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۴
این مجموعهی داستانی، شامل سه کتاب است:
-کاجها (Pines)
-سرکش (Wayward)
-آخرین شهر (The Last Town)
داستان این مجموعه دربارهی مأموری است که برای تحقیق دربارهی ناپدید شدن دو مأمور فدرال، وارد شهری به نام پاینز میشود، اما کمکم متوجه میشود که این شهر چیزی فراتر از یک شهر عادی است و قوانین عجیبی بر آن حاکم است. این مجموعه، آنقدر محبوب شد که شبکهی فاکس در سال ۲۰۱۵ یک سریال تلویزیونی بر اساس آن ساخت.
چرا باید آثار او را خواند؟
بلیک کراوچ یکی از نویسندگانی است که داستانهای علمی-تخیلی را به گونهای مینویسد که نهتنها جذاب و مهیج، بلکه تفکربرانگیز و هوشمندانه نیز هستند. او از مفاهیم پیچیدهی علمی مانند فیزیک کوانتوم، حافظه، و سفر در زمان استفاده میکند و آنها را در قالب داستانهایی پرتنش و احساسی روایت میکند.
اگر به داستانهایی مانند بینستارهای (Interstellar)، تلقین (Inception)، یا بلید رانر (Blade Runner) علاقه دارید، کتابهای بلیک کراوچ میتوانند تجربهای مشابه اما منحصربهفرد را برای شما رقم بزنند.
معرفی کتابهای مشابه با «بازگشت»
اگر از این رمان لذت بردهاید، در ادامه با چند کتاب آشنا میشوید که مضامین مشابهی دارند:
- همسر مسافر زمان (The Time Traveler's Wife) آدری نیفنگر (Audrey Niffenegger)
چرا مشابه است؟
-سفر در زمان اما بهصورت تصادفی
-تأثیر حافظه و خاطرات بر زندگی و روابط
-ترکیب رمان عاشقانه و علمی-تخیلی
خلاصه: هنری، مردی که دچار یک اختلال ژنتیکی است و بهطور غیرارادی در زمان سفر میکند، عاشق کلر میشود. اما زندگی با فردی که همیشه در حال تغییر زمان است، چالشهای عمیقی ایجاد میکند.
- پروژهی هیل مری (Project Hail Mary) اندی ویر (Andy Weir)
چرا مشابه است؟
-علمی-تخیلی هیجانانگیز
-ترکیب مباحث علمی و داستان پرتنش
خلاصه: یک فضانورد در یک مأموریت بیدار میشود و متوجه میشود که هیچ خاطرهای از گذشته ندارد، اما مسئولیتی برعهده دارد که میتواند سرنوشت بشریت را تغییر دهد.
- چشم ذهن (Mind’s Eye) – داگلاس ای. ریچاردز (Douglas E. Richards)
چرا مشابه است؟
-ترکیب علم، تکنولوژی و هیجان
-تأثیر دستکاری ذهن و حافظه بر واقعیت
خلاصه: یک مرد متوجه میشود که میتواند خاطرات را با دقتی بینظیر به یاد بیاورد و در تلاش است تا کشف کند که آیا این توانایی طبیعی است یا نتیجهی یک آزمایش علمی مخفی.
کتاب «بازگشت» مناسب چه کسانی است؟
- علاقهمندان به داستانهای علمی-تخیلی و معمایی
اگر از کتابهایی لذت میبرید که ترکیبی از دانش علمی، سفر در زمان و تغییر واقعیت را ارائه میدهند، «بازگشت» انتخاب بسیار خوبی است. این کتاب با استفاده از مفاهیم پیچیدهی حافظه، کوانتوم و اثر پروانهای، داستانی هیجانانگیز خلق میکند.
- طرفداران داستانهای هیجانانگیز و پرکشش
ساختار روایت این کتاب سریع، پر از تعلیق و بدون حاشیهپردازیهای اضافی است. کراوچ با ریتمی تند داستان را پیش میبرد و خواننده را تا پایان کتاب درگیر میکند. اگر از رمانهایی مثل «مادهی تاریک» یا «۱۹۸۴» جورج اورول لذت بردهاید، احتمالاً این کتاب را هم دوست خواهید داشت.
- کسانی که به موضوعات مربوط به ذهن، حافظه و واقعیت علاقه دارند
یکی از موضوعات محوری این کتاب، حافظه و تأثیر آن بر هویت و واقعیت انسان است. اگر دوست دارید دربارهی ماهیت زمان، خاطرات و اینکه چگونه گذشتهی ما، آیندهمان را شکل میدهد فکر کنید، این کتاب میتواند برای شما الهامبخش باشد.
سخن پایانی
رمان «بازگشت» نهتنها یک داستان علمی-تخیلی و هیجانانگیز، بلکه سفری فلسفی به عمق مفاهیمی چون حافظه، هویت و واقعیت است. بلیک کراوچ در این اثر با مهارتی مثالزدنی، خواننده را درون دنیایی پر از تعلیق و شگفتی فرو میبرد؛ دنیایی که در آن گذشته نه یک خاطره، بلکه میدانی برای تغییر آینده است.
اگر به دنبال داستانی هستید که هم شما را سرگرم کند و هم ذهنتان را به چالش بکشد، بازگشت انتخابی عالی خواهد بود. این کتاب ما را وادار میکند تا به این فکر کنیم که اگر قدرت تغییر گذشته را داشتیم، آیا واقعاً زندگی بهتری میساختیم؟ یا تنها در چرخهای بیپایان از پشیمانی و انتخابهای ناتمام گرفتار میشدیم؟
در بخشی از کتاب میخوانیم:
بری ساتن اتومبیلش را جلوی در ورودی اصلی ساختمان پو در خط ویژهی امدادرسانی متوقف میکند. نمای بیرونی ساختمان پو که برجی است به سبک معماری آرت دکو، زیر نور سفید چراغهای بیرونیاش میدرخشد. از فورد مدل کراون ویک خود پیاده میشود، با عجله از پیادهرو عبور میکند و از در گردان وارد لابی ساختمان میشود.
نگهبان شب در کنار ردیف آسانسورها ایستاده و درِ یکی از آسانسورها را برای بری باز نگه داشته است. بری باعجله به سمت آسانسوری میرود که درش باز است. عکس کفشهایش در کفپوش مرمر لابی میافتد.












شاید بپسندید














از این نویسنده














از این مترجم













