

با آنها از جنگها شاهها و فیلها بگو
انتشارات خوب منتشر کرد:
ماتیاس انار رمان نویس فرانسوی است . او زبان فارسی و عربی را فراگرفته و مدتی در خاورمیانه، از جمله تهران، سکونت داشته است. او موفق به دریافت جوایز متعددی شده که از مهم ترین آنها می توان به جایزه گنکور اشاره کرد که در سال 2015 برای آخرین رمانش با نام قطب نما موفق به دریافت آن شد.
در سال 1506 میکل آنژ، مجسمه ساز جوان اما پرآوازه، توسط سلطان عثمانی، بایزید دوم، به قسطنطنیه دعوت می شود تا پلی بر روی مدخل رود شاخ طلایی بسازد. بایزید به میکل آنژ بلندپرواز وعده ثروت، شهرت و حتی جاودانگی می دهد، چرا که طرح لئوناردو داوینچی شهیر مقبول سلطان نیفتاده و میکل آنژ فرصت دارد تا در جایی که داوینچی شکست خورده پیروز شود و از او پیشی بگیرد. پیشنهاد وسوسه برانگیزی است و میکل آنژ برای قبول این پیشنهاد باید ساخت کلیسایی را که پاپ ژولیوس دوم به او سپرده است رها کند، هرچند مطمئن است اگر به قسطنطنیه برود و کار را رها کند پاپ ژولیوس را خشمیگن خواهد کرد. با این حال از رم می گریزد و با ورود به قسطنطنیه و دیدن شگفتی های این امپراطوری عظیم، فصل جدیدی در زندگی او رقم می خورد؛ فصلی که پر است از تجربیات تازه و حیرت انگیز. کتاب حاضر، داستان بلندی ست درمورد اینکه چرا قصه ها گفته می شوند، چرا پل ها ساخته می شوند و چگونه بخش های به ظاهر بی ربط دو تمدن کاملا متفاوت می توانند آینه یکدیگر باشند.
نویسنده نشریه گاردین معتقد است که یکی از دغدغه های مهم انار به چالش کشیدن دوگانه شرقی و غربی است. او در این کتاب به پلی اشاره می کند که نمادی ست بین دو فرهنگ.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
معرفی کتاب با آنها از جنگها، شاهها و فیلها بگو اثر ماتیاس اِنار
امتیاز در آمازون: ☆ ☆ ☆ ☆ ☆
جوایزی که با آنها از جنگها، شاهها و فیلها بگو از آن خود کرده است:
• کتابِ سال 2018 فایننشال تایمز
معرفی کتاب با آنها از جنگها، شاهها و فیلها بگو:
واکنشهای جهانی به کتاب با آنها از جنگها، شاهها و فیلها بگو:
• سام ساکس نیز در نقدی در وال استریت ژورنال ترجمۀ انگلیسی این کتاب را ستود.
«رمان با آنها از جنگها، شاهها و فیلها بگو بسیار باشکوه و برازنده است.» - ژولی اتین، لومون
«انگیزۀ بیوقفه برای غلبه بر تفاوتها، باعث خلق داستانی عجیب شده است..» - آرتِ آمریکا
«داستان دعوت سلطان بایزید دوم از میکلآنژ برای طراحی پلی بر روی شاخ طلایی بسیار زیبا نوشته شده است. این کتاب روایتی کاملاً آهنگین و دراماتیک دارد و نثر فشردۀ انار خواننده را با سرعتی رضایتبخش به پیش میبرد.» - ایرلند تایمز
«در نثر انار شکوهی عظیم نهفته است. او طوری سفرهای این هنرمند را دنبال میکند که انگار همه چیز واقعی بوده است و در تاریخ غوطهور شده است.» -نیویورک تایمز
چرا باید کتاب با آنها از جنگها، شاهها و فیلها بگو را بخوانیم؟
جملات درخشانی از کتاب با آنها از جنگها، شاهها و فیلها بگو:
«خدمتکارش کاسهای شوربای بدون گوشت برایش میآورد. میکلآنژ در دل خودش به برامانت معمار و رافائل نقاش، یعنی حسودهایی که فکر میکند نزد پاپ بدگویی او را کردهاند، بدوبیراه میگوید. پاپ یولیوس دلّارووِر خود انسان خودخواهی است؛ خودخواه و زورگو و بدحساب. هنرمند باید بهای سنگهای مرمری را که رفته بود و برای ساخت آرامگاه پاپ انتخاب کرده بود از جیب خودش میپرداخت؛ بنای غولآسایی که قرار بود در وسط کلیسای جدید بنا شود. میکلآنژ آه میکشد. پیشپرداخت قرارداد امضاشده با پاپ، خرج تداراکات، جابهجاییها و دستمزد نوآموزان برای برش سنگها شده بود. پیکرتراش، خسته از سفر و به ستوه آمده از نگرانیها، با خوردن شوربا کمی جان میگیرد. خود را در تختخواب محقرش چاله میکند و نشسته، تکیهداده بر بالشی، میخوابد؛ از حالت درازکش که تصویر مرگ را برایش تداعی میکند میترسد. فردای آن روز، منتظر پیام پاپ میماند. وقتی به این فکر میکند که پاپ عالیمقام، شب عزیمت او، حتی این زحمت را به خود نداد که وی را به ملاقات بپذیرد، از خشم بر خورد میلرزد. برامانت معمار یک احمق است و رافائل نقاش یک پرمدعای متکبر. دو کوتوله که تملق پاپ و هر رداپوش ارغوانی را میگویند. سپس یکشنبه میرسد. میکلآنژ برای اولین بار پس از ماهها با کباب برهای که همسایۀ نانوایش پخته، دلی از عزا در میآورد.»
«میکلآنژ، نشسته بر قایقی بر دریای آدریاتیک، در جریان باد به پیش میرود و پشیمان است. معدهاش به هم میپیچد، گوشهایش وزوز میکند و میترسد. این طوفان انتقام الهی است. وقتی از جلوی شهر راگوسا و بعد دهستان موره میگذرد، گفتۀ پولس رسول به یادش میآید: «برای آموختن دعا باید به دریا زد.»
و آن را با تمام وجود درک میکند. عظمت پهنۀ آب او را میترساند. جاشوها با زبان محلی تودماغی وحشتناکی سخن میگویند که او فقط نیمی از آن را میفهمید. پس از شش روز تردید، در اول ماه مه، فلورانس را ترک میگوید تا به آنکونا برود. فرانسیسیها سه بار دیگر آمده بودند و هر سه بار به آنها گفته بود منتظر تصمیمش بمانند. نامۀ سلطان را میخواند و دوباره میخواند؛ به این امید که در این فاصله نشانهای از پاپ بیابد و بر تردیدهایش پایان دهد. یولیوس دوم میبایست حسابی درگیر کلیسا و تدارک مقدمات جنگی جدید باشد. بالاتر از همه، خدمت به سلطان قسطنطنیه انتفامی سخت از پاپ برخاش جوست که او را مانند گدایی بیرون انداخته بود. مبلغ پیشکشی سلطان باورنکردنی و از حد بیرون است؛ پنجاه هزار دوکات، فقط برای یک ماه؛ پنج برابر مبلغی که پاپ برای دو سال کار به او پرداخت کرده بود. این همۀ چیزی است که بایزید طلب میکند. یک ماه برای نقشهکشی، طراحی و راهاندازی کارگاهِ ساخت پلی میان قسطنطنیه و غلاتیه در حومۀ شمالی شهر؛ پلی عبوری که آن را شاخ طلایی، یا آنچنان که اهالی بیزانس میگویند، خروسوکراس مینامند.»
تحلیلی بر کتاب با آنها از جنگها، شاهها و فیلها بگو:
خلاصۀ داستان با آنها از جنگها، شاهها و فیلها بگو
اگر از خواندن کتاب با آنها از جنگها، شاهها و فیلها بگو لذت بردید، از مطالعۀ کتابهای زیر نیز لذت خواهید برد
:• یک سال در میان ایرانیان اثر ادوارد گرانویل براون شرقشناس بریتانیایی است. او در اواخر قرن نوزدهم سفری پرماجرا به ایران داشت و در این کتاب از سفرش به ایران و تاریخ و فرهنگ آن در آن دوران میگوید. او در این کتاب ایرانِ عصر قاجار را از دید ناظری دقیق و تیزبین روایت کرده است.
دربارۀ ماتیاس اِنار: نویسندۀ فرانسوی

شاید بپسندید














از این مترجم













