

بازپرس می خواهد شما را ببیند
انتشارات دامون منتشر کرد :
بازپرس : اگر موافق باشید می خواستم در زمینه خاصی اطلاعاتی جمع آوری کنم. تقریبا دو ساعت قبل ، یک زن جوان در بیمارستان شهر فوت کرد. امروز بعد از ظهر او را به بیمارستان آورده بودند. او یک شیشه داروی سمی خورده بود.
اریک : (غیر ارادی) چه وحشتناک.
بازپرس : بله . تمام دستگاه گوارش بدن او سوخته بود. زیاد زجر کشیده بود . متاسفانه کوشش ها برای نجات او بی ثمر ماند. او خودکشی کرده بود.
بیرلینگ : جای تاسفه ، اما ، آقای بازپرس نمی فهمم چی شما را وادار کرده به این جا بیایید ؟ همان طور که گفتم من قاضی هستم و این مورد از جمله مواردی است که بر طبق قانون ، پلیس قضایی باید به آن بپردازد و درباره علت خودکشی این زن و احتمالا مسئولیت خود او تحقیق کنه .
اریک : اینطور که بازپرس میگه آن زن بیچاره مرده . تحقیق درباره مسئولیت خود او چه معنی میتونه داشته باشه ؟
بیرلینگ : ( قاطع) اریک ! این قانونه و قانون یعنی اجرای عدالت. اما آقای بازپرس مجبورم دوباره بپرسم. من نمیفهمم چرا...
فروشگاه اینترنتی سی بوک
شاید بپسندید














از این نویسنده














از این مترجم













