

چرا از تاریخ درس نمی گیریم (پالتویی ها 5)
انتشارات مان کتاب منتشر کرد:
لیدل هارت (1895-1970)، مورخ تاریخ نظامی، در این کتاب میکوشد شرح دهد که «تاریخ»، خاصه تاریخ نظامی، به چهکار میآید و چگونه میتوان از آن درس گرفت. لیدل هارت خود دستی در سیاست داشت و با مقامات ردهبالای بریتانیا در حشرونشر بود. او در این اثر، با استناد به تجربیات شخصی خود و نیز گواهیهای تاریخی متعدد، آموزههایی به دست میدهد و چنین ادعا میکند که اگر رهبران کشورها این آموزهها را مرعی بدارند، میتوان از جنگها و مصیبتهای تازه در این کرۀ خاکی پیشگیری نمود، آنهم در عصری که حکومتها تقلا میکنند در ساخت بمبهای هستهای مچ یکدیگر را بخوابانند. لیدل هارت معتقد است تاریخ برای هر فرد ارزش اساسی دارد، چون برآمده از تجربهای «طولانی و جمعی» است؛ چه بهتر که ما از تجربیات دیگران در طول تاریخ، از جمله خطاها و حماقتها و بیخردیهای آنان، درس بگیریم تا اینکه خود مرتکب آن خطاها شویم و «مایۀ عبرت» دیگران گردیم.
فروشگاه اینترنتی کتاب 30بوک
اینفوگرافیک کتاب چرا از تاریخ درس نمیگیریم

معرفی کتاب چرا از تاریخ درس نمیگیریم؟ اثر بی اچ لیدل هارت
این هدف را با احتیاطِ بیشتر میتوان چنین بیان کرد: فهم اتفاقاتی که افتادهاند، و در همینحال فهم اینکه چرا افتادهاند. به عبارت دیگر، جستوجوی روابط علّیتی میان رویدادها.
هرچند، تاریخ مانند تابلوی راهنما محدودیتهایی دارد، چون با وجود اینکه میتواند مسیر درست را به ما نشان دهد، اطلاعات دقیق و مفصلی راجع به شرایط جاده در اختیارمان نمیگذارد.
هدف دوم در ارزش عملی تاریخ نهفته است. بیسمارک میگفت: «احمقها میگویند که از تجربۀ خود درس میگیرند؛ من ترجیح میدهم از تجربۀ دیگران سود ببرم.» مطالعۀ تاریخ این فرصت را در وسیعترین ابعادِ ممکن فراهم میآورد. پژوهش در تاریخْ یک تجربۀ جهانی است __ تجربهای بینهایت طولانیتر، وسیعتر و متنوعتر از هر تجربۀ فردی. ( از متن کتاب)

نگاهی به فهرست کتاب:
ارزش تاریخ/ اهمیت تاریخ نظامی/ کاوش در تاریخ/ شیوهٔ برخورد با تاریخ/ رویکرد علمی/ ترس از حقیقت/ گریز از حقیقت/ وفاداریهای کور
بخش دوم: حکومت و آزادی
اقتدار چشمبسته/ محدودیتهای دموکراسی/ سیاستورزی قدرتمندانه در دموکراسی/ مردان پشت صحنه/ الگوی دیکتاتوری/ روانشناسی دیکتاتوری/ نقص اساسی در دیکتاتوری/ روندهای نگرانکننده/ مطالعهٔ زور و اجبار/پیشرفت آمرانه؟
بخش سوم: جنگ و صلح
میل به قدرت/ کوتهفکری در زمینهٔ مصلحت/ اهمیت وفای به وعدهها/ اهمیت مراقبت در دادن وعدهها/ نطفههای جنگ/ نطفههای جنگ چگونه عمل میکنند؟/ نطفههای جنگ چگونه برجا میمانند؟/ توهم پیروزی/ اهمیت میانهروی/ توهم معاهدات/ معضل روشنفکران/ محدودیتهای دنبالهروی/ مسئلهٔ زور و اجبار/ مسئلهٔ تحدید جنگ/ مسئلهٔ خلع سلاح/ مسئلهٔ جنگ نامنظم/ مسئلهٔ نظم جهانی/ مسئلهٔ ایمان جهانی
بخش پایانی: نتیجهگیری

بریده هایی از کتاب:
تقریباً 129 سال پس از آغاز تهاجم ناپلئون به روسیه، هیتلر حملۀ خود به روسیه را در 22 ژوئن 1941 آغاز کرد. بهرغم تحولات و دگرگونیهای عظیمی که در این فاصله رخ داده بود، هیتلر قرار بود مُهر تأیید تراژیکی بر این حقیقت بزند که بشر از تاریخ درس نمیگیرد، مخصوصاً «مردان بزرگ» که کمتر از همه از آن عبرت میگیرند.
از تاریخ میآموزیم که مستبدانِ خودساخته از یک الگوی متداول پیروی میکنند.
در جریان کسب قدرت:
آگاهانه یا ناآگاهانه از وضعیت نارضایتی عمومی از حکومت موجود یا خصومت بین اقشار مختلف مردم سوءاستفاده میکنند.
با خشونت به حکومت مستقر حمله میکنند و توسل خود به نارضایتی عمومی را با وعدههای نامحدود میآمیزند (وعدههایی که در صورت موفقیت فقط به میزان محدودی به آنها عمل میکنند).
ادعا میکنند که فقط برای مدت کوتاهی خواهان قدرت مطلق هستند (اما پس از رسیدن به قدرت «درمییابند» که زمان رها کردن آن هرگز فرا نخواهد رسید).
با ارائۀ تصویری از توطئه علیه خود، همدردی عمومی را برمیانگیزند و از آن بهعنوان اهرمی برای کسب تسلط بیشتر در مرحلهای حیاتی استفاده میکنند.
پس از کسب قدرت:
خیل زود دست به کار میشوند تا خود را از دست یاران اصلی خلاص کنند، و «کشف میکنند» کسانی که نظم جدید را پدید آوردند ناگهان به خائنانِ به آن مبدل شدهاند.
انتقادها را بهبهانههای مختلف سرکوب میکنند و دست به مجازات هرکسی میزنند که حقایقی هرچند درست ولی ناهمخوان با خطمشی آنان به زبان بیاورد.
در کار گردش پول مداخله میکنند تا موقعیت اقتصادی دولت را بهتر از آنچه واقعاً هست نشان دهند.

به فریاد کمکخواهی در راه وطن متوسل میشوند و از آن همچون وسیلهای برای محکمتر بستن زنجیر اقتدار شخصی خود به پای مردم استفاده میکنند.
روبنای دولت را گسترش میدهند و در همینحال بنیانهای آن را بهشیوۀ زیر تضعیف میکنند:
با پرورش متملقان بهقیمت پشت کردن به مردمان شریف و محترم، با توسل به ذائقه و توجه عمومی به امور پر زرقوبرق و مهیج بهجای ارزشهای واقعی، و با پر و بال دادن به نظرات خیالپردازانه و غیرواقعی بهجای نظرات واقعبینانه. به این ترتیب، بهدست خود یا جانشینانشان بهشکلی محتوم آنچه را خلق کردهاند به فروپاشی نهایی سوق میدهند.
درباره نویسنده:
لیدل هارت، در مدت کموبیش نیم قرن، معتبرترین نویسنده در زمینۀ استراتژی و مسائل نظامی در دنیای انگلیسیزبان شمرده میشد و حتی امروزه ایدههای او مورد بحث و بررسی قرار میگیرند. چنین نقل کردهاند که جان اِف. کندی در اوج محبوبیتِ لیدل هارت او را «کاپیتانی که به ژنرالها آموزش میدهد» خواند و از نوشتههای او برای حمله به دولت آیزنهاور استفاده کرد که، بهگفتۀ وی، بیشازحد وابسته به سلاحهای هستهای بود. بنا بر گزارش دانشنامۀ بریتانیکا، نوشتههای لیدل هارت در آلمان بیش از فرانسه یا انگلستان تأثیرگذار بوده است.
نظریۀ نظامی او، همراه با دکترین ژنرال جِی. اف. سی. فولر در مورد استفاده از تانکها، در میان پیشگامان آلمانی جنگ زرهی پذیرفته شد و مبنایی برای جنگ برقآسا گشت که از طریق آن ارتش آلمان در سالهای 1939 تا 1941 بر قارۀ اروپا تسلط یافت. لیدل هارت، که به بازدارندگی هستهای اعتماد نداشت، در سالهای پس از جنگ بر نیروهای دفاعی متعارف تأکید ورزید، و همچنین با مفهوم جنگ تمامعیار مخالف بود.

لیدل هارت کتاب چرا از تاریخ درس نمیگیریم؟ را، که حاصل یک عمر مطالعه و تأمل و تجربۀ او در زمینۀ تاریخ و ناظر به حوادث مهم نیمۀ اول قرن بیستم و درسهای تاریخی اعصار پیشین بود، در بحبوحۀ جنگ جهانی دوم و در سال 1943 نوشت. پسر نویسنده، آدریان جان لیدل هارت (۱۹۲۲-۱۹۹۱) که خود سرباز بریتانیایی و از افسران نیروی دریایی سلطنتی بود و دستی در سیاست داشت و کتابهایی هم منتشر ساخت، در پیشگفتار کتاب حاضر تصریح میکند که پدرش در سال 1970، پیش از مرگش، درحال آماده کردن نسخۀ اصلاحشده و بسطیافتۀ کتاب چرا از تاریخ... بود. نسخۀ ویراسته در 1972 و پس از مرگ لیدل هارت منتشر شد. مأخذ ترجمۀ فارسی نیز همین نسخه است. ( از مقدمۀ مترجم)
درباره مجموعه پالتوییها







شاید بپسندید














از این مترجم













