اینفوگرافیک کتاب تأملات مارکوس اورلیوس
نوری در ظلمت
دربارۀ کتاب تأملات نوشتۀ مارکوس اورلیوس، قیصر روم
هشتادوهشت سال پیش، رشید یاسمی در مقدمۀ ترجمهاش از اندرزهای اپیکتتوس حکمای رواقی را اهل معرفتی خوانده که «در اعراض از زخارف و تحمل شدائد و حفظ ثبات و آرامش نفس و تنکیب غضب و شهوت» مشهور بودهاند. حکمایی که چون هادیانی راهبلد، برای شناخت مسیر درست، هدایتگر ما بودهاند. در تمام ایام سختی، در دشواریها، در میانۀ هجوم بیوقفۀ وقایع هولناک، خواندنشان آرامبخش است و تسلیبخش ذهن. در چاهی تاریک، دستانشان را میتوان گرفت که بهسویمان دراز کردهاند: دست اندیشمندانی که ما را دعوت به خوی آرام و آسانگیر میکنند، دعوت به میانهروی چراکه زیادهروی را طاعون لذت میدانند، و پرهیز از خشم و کینه، چراکه چشمانِ حقیقت را کور میکند. پندنامۀ مارکوس قیصر روم از دستۀ چنین آثاری است و نویسندهاش مارکوس اورلیوس از مهمترین رواقیون است که معمولاً در کنار اپیکتتوس از او یاد میشود: اپیکتتوسی که زمانی برده بود و اورلیوسی که در منصب امپراطوری نشست.
پندنامۀ مارکوس قیصر روم ترجمۀ کتابی است از مارکوس اورلیوس که عنوان آن در انگلیسی به تأملات برگردانده شده. دوازده فصل دارد و بهصورت فقرههای کوتاه و بلندی هستند که در اصل به زبان یونانی نوشته شدهاند. این فقرات ترتیب مشخصی ندارند و اورلیوس بهتفاریق و صرفاً برای خویش مینوشت، چنانکه اسقف آرثاس از آن بهعنوان «نوشتههایی به خودش» یاد کرده است. در واقع، ارولیوس تربیتی رواقی داشته و با خواندن این اثر میتوان تلاش فردی را دید که میخواهد رواقی زیست کند. او نوشتههای اپیکتتوس را خوانده و افزون بر آن گاهبهگاه نقلقولهایی از اپیکور، دموکریتوس، هراکلیتوس، هومر و افلاطون در نوشتههایش میآورد که نشان از آشنایی او با این شخصیتها و متونشان دارد.
کتاب حاضر نسخۀ ویراستۀ متن طالبوف است، بهضمیمۀ واژهنامهای که در آن لغات دشوار متن فارسی معنی شدهاند و پانوشتهایی بهامضای ویراستاران که به فهم مطلب کمک میکنند. همچنین مقدمههایی به ابتدای کتاب افزوده شده در شرح روزگار اورلیوس، فلسفۀ رواقیگری، کتاب تأملات، و زندگی و زمانۀ طالبوف تبریزی.
![تاملات مارکوس اورليوس]()
علت ترجمۀ تأملات از زبان مترجم
این اثر بارها و بارها به فارسی ترجمه شده، اما نخستین ترجمه از آن همینی است که حالا با سروشکل تازه، با مقدمههای خواندنی، منتشر شده و کاری است از عبدالرحیم طالبوف. گرچه برخی دربارۀ این ترجمه گفتهاند که «کاری تفننآمیز است. اگر متن یکی از آثار جدید را ترجمه کرده بود، فایدهمندتر بود» طالبوف خود معتقد بود ترجمهاش بنا به اقتضای وقت بود و از وظایف مقدسه و نوعی وطنپرستی. هدفش از ترجمۀ تأملات را «خدمت به بزرگان ملت خود» خوانده است. در آغاز کتاب و در توضیح ترجمهاش، مینویسد گذشته از صورت کلام، در واقع تأثیر و قوت کلام «به شخص متکلم راجع است، نه به صورت کلام» و با این توضیح که دو عنصر مهم در این امر دخیل است: «شدت تأثیر و انفعال نفس متکلم» و «علویت موقع خداوند سخن». توضیح او دربارۀ سرشت کتاب چنین است که این اثر «روزنامۀ مارکُس اوریلْ ایمپراتورِ روم است که برای تنبیهِ نفْس و مکاشفۀ باطنِ خود مرقوم داشته نه برای انتشار و جلبِ انظار نگاشته». او مطالبی را نوشته «تا بهواسطۀ تذکرۀ آنها خویشتن را به التزامِ ملاحظه و تعریفِ حدِ تقاضای وظایفِ زندگیِ ایامِ معدوده، تَیقُّظ و تنبیه نماید». آنچه طالبوف جانمایۀ کتاب میداند همان است که در صفحۀ اول کتاب، ذیل عنوان، ذکر کرده: «تفکرات مارکوس اوریل اُنتانس در اینکه برای خودیِ خود لازمتر از همه چیست.» دربارۀ اهمیت و ارزش متن مینویسد: «هزار و هفتصد و اند سال قبل از اینکه از تحدیدِ حقوق غیرمشروعۀ سلاطین بلکه از تسویۀ بعضِ حالاتِ وخیمۀ آنها احدی قدرت تکلم نداشت، این پادشاهِ عادل و فیلسوفِ کامل و پاکدل از نشر عدل و داد و مراعاتِ مساوات و درستی قول و نیکوییِ عمل و اجرای قانونِ تمدنْ اثری در عالم گذاشت که امروز باید سرمشق عالَمی و میزان عمل مدعیان تمدن و اِنسیّت و آدمیِ اواخر مائۀ نوزدهم بشود.» طالبوف در عظمت صاحب اثر این را هم به گفتههای پیشین خود میافزاید که در دوران سلطنت او آدمیان در «درجۀ کمالِ استفاضۀ سعادت اطمینان مال و جان و شرافتِ آزادی و عدل و برکات صلح و سِلْمِ داخله و خارجه بودند».
طالبوف به توضیح منطق خود در ترجمه هم میرسد و مینویسد: «چون ترجمۀ تحتاللفظ با منطقیّتِ زبانِ فارسی از اَلسَنۀ خارجه بهجهت ضیقِ کلمات و فقدانِ اکثرِ لغات، اشکالات زیاد دارد، لهذا در این ترجمه دو منظورِ مهمه همیشه ملاحظه خواهد شد: یکی مَهما اَمکَنْ حفظ حلاوتِ کلام، و دیگری حکمتِ او.»
از مقدمۀ کتاب
شاید اکنون بتوانیم آنچه را به اندیشههای مارکوس اورلیوس قدرتی افسونکننده میبخشد حدس بزنیم. واقعیت آن است که تأملات حاوی سلوکهایی معنوی است که براساسِ تجربۀ زیسته فراهم آمدهاند. در ادبیاتِ جهان، ما واعظان، تئوریسینها، معنوینویسان و منتقدانی فراوان را نظارهگریم، اما بسیار اندک پیش میآید انسانی را بیابیم که سالک باشد تا زندگیِ منحصربهفرد خویش را تجربه کند: «از آغاز روز، همان وقتی که میلی به ترک بستر نداری، در این فکر باش که من برای کاری انسانی از خواب برمیخیزم.» بیشک مقداری تردید، کورانه پیش رفتن و جستوجو در این سلوکها وجود دارد که طرحی اولیه را برای زندگی پی میریزند و فیلسوف رواقی پیشاپیش آن را نشانی داده است. بهراستی ما حسی بسیار خاص را تجربه میکنیم وقتی مردی سرزنده را مییابیم که کاری انجام میدهد، کاری که همۀ ما میکوشیم آن را به سرانجام برسانیم ــ مردی که در کارِ معنابخشی به زندگیِ خویش و آگاهانه زیستن است، مردی که میکوشد حق ارزش هر لحظۀ حیات خویش را ادا کند. او با خویش سخن میگوید، اما ما حس میکنیم یکایکمان مخاطب اوییم.
دربارۀ عبدالرحیم طالبوف، مترجم کتاب
![تاملات مارکوس اورلیوس]()
با نام کامل عبدالرحیم ابن ابوطالب نجار تبریزی معروف به طالبوف از متفکران شاخص دورۀ مشروطه بود و غیر از ترجمۀ تأملات مارکوس اورلیوس، با تألیفاتی چون نخبۀ سپهری، کتاب احمد یا سفینۀ طالبی، مسالک المحسنین و ایضاحات در خصوص آزادی شناخته میشود. در سال ۱۲۵۰، در خانوادۀ متوسط پیشهور در محلۀ سرخاب تبریز به دنیا آمد و در شانزدهسالگی به تفلیس رفت و به تحصیل مقدمات دانش جدید پرداخت. بهقلم فریدون آدمیت، او «آزادمنش و گشادهدست بود. بیداردل و با فضیلت اخلاقی. از یاری دادن به هموطنان تنگذست سرگردان که در خطۀ قفقاز کم نبودند دریغ نداشت. در بیان اندیشههای اجتماعی رویهمرفته دلیر بود و در انتقادهایش گاه خویشتندار». در دانش اجتماعی و سیاسی در درجۀ اول به آثار متفکران فرانسوی و انگلیسی سدۀ هجدهم و نوزدهم توجه داشت و به اسم و رسم آنان در نوشتههایش اشاره کرده است. طالبوف تأملات را در ۱۳۱۲ از متن روسی در اسلامبول ترجمه کرد و عنوان پندنامۀ مارکوس قیصر روم را بر آن گذاشت. آدمیت علت این نامگذاری را چنین شرح میدهد که شاید مفهوم اندرزنامه در فرهنگ پیشینیانمان شناخته گردیده و بخشی از نوشتههای اجتماعی گذشتۀ ما را میسازد.
دربارۀ مارکوس اورلیوس، نویسندۀ کتاب
مارکوس اورلیوس آنتونیوس شاه ـ فیلسوفِ روم باستان و واپسین فیلسوف رواقیِ نامدار تاریخ است. او در چهارده سال پایانی زندگی خویش با شیوع بیماریای همهگیر در اروپا مواجه شد که با نام «بیماریِ آنتونین» ــ برگرفته از نام امپراطور وقت ــ شهرت یافت. گمان میرود که این بیماری گونهای از آبله بوده باشد، مرضی که نزدیک به پنج میلیون نفر را به کام مرگ کشاند و احتمال میرود خود مارکوس نیز قربانی همان ویروس شده باشد. نگارش تأملات در بحبوحۀ همین بیماری صورت گرفت، در میانۀ سالهای ۱۶۱ تا ۱۸۰ م. مارکوس اورلیوس قیصر و حکیم رواقی اندیشههای اخلاقی و فلسفیاش را بهصورت یادداشت نگاشته، امپراطوری که افکارش از همه نزدیکتر به اپیکتتوس بود، فیلسوف رواقی که روزگاری برده بود. قیصر برای حقوق آزادی بردگان به اصلاح نظام قضایی روم برآمد، گرچه چندان کامیاب نشد.
دربارهٔ مجموعهٔ پالتوییها
وجه اشتراک کتابهایی که در مجموعهٔ پالتوییها منتشر میشوند، غیر از ظاهرشان، اولاً آن است که همگی متونی غیرداستانی هستند و ثانیاً کیفیتی عمومی دارند ــ به این معنا که برای مثال منابعِ دستاول فلسفه در این مجموعه نمیگنجند، اما شرحی بر آن آثار یا راهنمای مطالعهٔ آنها را در اینجا خواهید یافت. عمومی بودن این کتابها احیاناً بهمعنای «سطحی» بودنشان نیست: یا دستکم تلاش ما بر این است که سطحی نباشند. در این مجموعه، کتابهایی خواهید خواند در حوزهٔ وسیع علوم انسانی، جستار، خاطره، تکنگاری، زندگینامه، و جز آن. امیدواریم خوانندگانْ کتابهای این مجموعه را نقد کنند و به ما یاری برسانند تا کیفیتشان را بهبود ببخشیم. حرف آخر آنکه یونیفرم و تایپوگرافی این مجموعه با اقتباس از آثار گرافیستِ گرانقدر بهزاد گلپایگانی (۱۳۱۷-۱۳۶۴) و بهیاد و احترام او طراحی و اجرا شده است.