

سوزان سانتاگ در جدال با مرگ
انتشارات نگاه منتشر کرد:
سوزان سانتاگ که نويسنده ي 17 کتاب است و اين کتاب ها به 32 زبان زنده ي دنيا ترجمه شده، يکي از تاثيرگذارترين روشنفکران آمريکايي است که به سبب دل مشغولي سوداوار و دامنه ي هوش انتقادي و نيز فعاليت پرشور خود در زمينه ي حقوق بشر به شهرتي جهاني دست يافته است… کتاب ديويدريف که عنوان اصلي آن Swinning in a sea of Death يا در حقيقت “شنا در درياي مرگ” است، گزارشي است از شيوه اي که مادرش، سوزان سانتاگ، با بيماري و مرگ دست و پنجه نرم کرد. اين کتاب توصيفي است از زير و بمهاي روحي، رواني و عاطفي نويسندهاي که در عرصه هنر و اجتماع بسيار جسور بود و همواره به نظام سياسي حاکم بر آمريکا اعتراض داشت. زني که نميخواست تسليم مرگ شود و از پذيرفتن سر باز ميزد. اما سرانجام مرگ او را به زانو درآورد.ديويدريف در اين کتاب ميکوشد تا قضاوتي درباره مادرش نداشته باشد بلکه از آنچه بر او رفته و باورهايش، سرسختي و مبارزه نااميدانه اش با دشمني که به هيچ روي همسنگ او نيست تصويري روشن دهد.در نگاه به زندگي سانتاگ و نبردي که براي ادامه آن به جان خريده و تحمل کرده با زني روبرو ميشويم که از نيستي ميترسد و ترسش را پنهان نميکند. نميخواهد او را انساني برتر ببينيم که از هراسهاي زميني بهدور است. نميخواهد براي مخاطب آثارش تصويري فرا انساني بسازد. برعکس، سانتاگ در قله صداقت جاي ميگيرد. او در تمام تاروپودش /انسان است و وراي آن هيچ. انسان با همه گوشت و خونش، بيم و اميد و دلهرههايش و ناباوري به جهان پس از مرگ. اين ناباوري براي هيچ کس غريب نيست: «بازآمدهاي کو که به ما گويد راز». شايد برخي نگرش سانتاگ را به زندگي نگرشي اپيکوري ببينند اما سانتاگ به هيچ روي نميخواهد فقط به شرط لذت بردن از زندگي زنده بماند. او ميخواهد «باشد»، ستيزهايش با زمانه و زندگي به هيچ روي کم و آسان نبوده، او از «نبودن» ميهراسد. هراسي که بيگمان به سراغ بيشتر ما، در هنگام تنهاييمان، آمده است اما جسارت ابراز آن را نداشتهايم و خواستهايم شايد حتي از خودمان پنهانش کنيم.
فروشگاه اينترنتي 30 بوک
شاید بپسندید














از این مترجم













