

حیدر بابایه سلام (دو زبانه)
تنتشارات فصل پنجم منتشر کرد:
شهریار: در دلم بود که سرودی به شیوه ی ترانه های محلی داشته باشم که در ذایقه ی محلی ها، خاصه در کام هم بازی های دوران کودکی شیرین تر نماید. اما من بر اثر طول اقامتم در تهران، با لهجه محلی دهات آذربایجان، خاصه با لطایف و تعبیرات آن تقریبا بیگانه شده بودم. از وقتی که مرحوم مادرم به تهران آمد؛ به تاثیر نفوذ سحر آمیز کلام مادر و بازگویی گذشته ها و قصه های دلکش دوران کودکی، کم کم مردگان ذهنی، جان گرفته و تابلوی گذشته ها دوباره رنگ آمیزی و نمایان شدند.
مادر: محمد حسین، مادران حتی زبان بچه های لال خود را می فهمند. چرا من زبان شعر تو را نمی فهمم؟! این همه اثر در فارسی داری، حیف است به زبان مادری ات که من کلمه به کلمه اش را بر لبانت نهادم شعری نگفته باشی؟
فرزند مشتاقانه دست به کار می شود و طی سالهای ۱۳۲۹ و ۳۰ ، "حیدربابایه سلام" را سروده و پیشکش حضور مادر می کند.
منظومه ای که بلافاصله با استقبال بی نظیر یاران ادب مواجه شد و درخشان ترین نمونه ی شعر روستایی معاصر آذربایجان لقب گرفت.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
شاید بپسندید














از این نویسنده













