

شب ساحل (رحلی)
انتشارات کيوي منتشر کرد:
آفتاب غروب کرده و هوا صورتی شده است
ســاحلبان از راه میرســد، چشــمهایش یکجــوری اســت کــه از
آنها خوشــم نمیآیــد. چترها و صندلیهای ســاحلی را میبندد.
ســبیلهایش را میبینم کــه مثل دُ م مارمولــک روی لبش تکان
میخورند.
بعد میشناسمش، همان ســاحلبان بدجنسی است که غروبها
میآید. متی همیشــه با کلی ترس ازش حرف میزند. وقتی شــب
میشود میآید روی ساحل و اسباب بازی دختربچه ها را میدزدد.
ساحلبان بدجنس که قدش خیلی بلند است، میرود و دوستش،
شــن ِ کش بــزرگ، را صــدا میزند که از خودش قدبلندتر اســت و با
هم شروع به شانه زدن شن میکنند.
درباره ی نویسنده:
النا فرانته، نام مســتعار نویسندهای ایتالیایی است که دوست دارد ناشــناس بماند. او در ســال ،2016 از ســوی مجله ی تایم درمن بوکر وفهرســت صد فرد تأثیرگذار دنیا قرار گرفت و جایزمن بوکر و جایزه ی ناشران مستقل را هم از آن خود کرد.اثار فرانته در بیش از 30 کشور ترجمه و منتشر شده است.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
شاید بپسندید














از این نویسنده













