

بار هستی (شومیز)
انتشارات قطره منتشر کرد:
«بار هستی» اثر میلان کوندرا، نویسندهی چک، تفکر و کاوش دربارهی زندگی انسان و فاجعهی تنهایی او در جهان است…
چگونه بار هستی را به دوش میکشیم؟ آیا «سنگینی» بار هول انگیز و «سبکی» آن دلپذیر است؟ …
برداشت فلسفی و زبان نافذ کتاب، از همان آغاز خواننده را با مسائل بنیادی هستی بشر روبهرو میکند و به تفکر وامی دارد… اگرچه شخصیتهای کتاب واقعی نیستند، از انسانهای واقعی، بهتر درک و احساس میشوند. کوندرا در توصیف قهرمانان خود مینویسد: «شخصیتهای رمانی که نوشتهام، امکانات خود من هستند که تحقق نیافتهاند. بدین سبب تمام آنان را هم دوست دارم و هم هراسانم میکنند. آنان هر کدام از مرزی گذر کردهاند که من فقط آن را دور زدهام. آنچه مرا مجذوب میکند، مرزی است که از آن گذشتهام- مرزی که فراسوی آن خویشتن من وجود ندارد.»
کلودروا نویسندهی مشهور فرانسوی، رمان کوندرا را «کتابی عظیم» توصیف میکند که چشم به آیندهی بشر دارد و مینویسد: «در بهشت رمان نویسان بزرگ، هنری جیمز- با اندکی حسادت - رمان همکار چک را ورق میزند و سر را به علامت تایید تکان میدهد.»
فروشگاه اينترنتي 30بوک
داستان کتاب
داستان بر محور روابط چهار شخصیت اصلی توما، ترزا، سابینا و فرانز شکل میگیرد که هر یک نمایندهی نوعی نگرش به زندگی هستند. توما، جراحی حاذق به شمار میآید که میان عشق و آزادی سرگردان است. ترزا، همسر عاشق و وفادار او، نمایندهی ثبات و تعهد در زندگی محسوب میشود. در مقابل، سابینا را میتوان نماد بیقیدی و شورش علیه هنجارها در نظر گرفت و فرانز، مردی روشنفکر و ایدهآلگرا، همواره حقیقتی دستنیافتنی را دنبال میکند.
مضامین اصلی کتاب
سبکی و سنگینی در زندگی
کوندرا مفهوم سبک بودن و سنگین بودن را از فلسفهی نیچه وام میگیرد. او این سؤال را مطرح میکند که آیا زندگی سبک و آزاد بهتر است یا سنگین و پر از تعهد؟ در این دیدگاه، «سبکی» به آزادی، بیقیدی و رهایی از قید و بندها اشاره دارد، در حالی که «سنگینی» نشاندهنده مسئولیتها، عشق و معنای عمیقتر زندگی است.
عشق و خیانت
رمان نشان میدهد که چگونه عشق میتواند هم نیرویی رهاییبخش باشد و هم اسارتی سنگین. توما که به وفاداری اعتقادی ندارد، بین ترزا (که او را دوست دارد، اما محدودش میکند) و سابینا (نماد آزادی) گرفتار شده است.
سرنوشت در برابر انتخاب شخصی
آیا زندگی ما از پیش تعیین شده است یا ما خودمان انتخابهایمان را رقم میزنیم؟ کوندرا این موضوع را در روابط شخصیتهایش به زیبایی بررسی میکند.
سیاست و سرکوب
کتاب در پسزمینهی تاریخی اشغال چکسلواکی توسط شوروی جریان دارد و نشان میدهد که چگونه سیاست و ایدئولوژی میتوانند زندگی فردی و عشق را تحت تأثیر قرار دهند.
سبک نگارش و ویژگیهای ادبی
میلان کوندرا در این رمان از روایت غیرخطی، تأملات فلسفی و توصیفات عمیق روانشناختی استفاده میکند. برخلاف رمانهای معمول، او بارها از روایت داستان فاصله میگیرد تا دیدگاههای فلسفی خود را دربارهی عشق، سرنوشت و آزادی فردی بیان کند. این سبک روایت باعث شده که «بار هستی» نهتنها یک داستان عاشقانه، بلکه اثری عمیق دربارهی فلسفهی زندگی باشد.
چرا باید این کتاب را خواند؟
- عمیقترین مفاهیم فلسفی را در قالب داستانی جذاب ارائه میدهد.
- بینش تازهای دربارهی عشق، تعهد و آزادی فردی ارائه میکند.
- زندگی در دوران سرکوب سیاسی و تأثیر آن بر فردیت انسان را به تصویر میکشد.
- به خواننده کمک میکند تا درک بهتری از ماهیت دوگانهی سبکی و سنگینی در زندگی پیدا کند.
تأثیر و نقدهای کتاب
«بار هستی» یکی از مهمترین آثار ادبی قرن بیستم محسوب میشود که تحسین گستردهای از سوی منتقدان دریافت کرده است. این کتاب به بیش از 40 زبان ترجمه شده و در سال 1988 فیلمی با همین نام بر اساس آن ساخته شد.
منتقدان معتقدند که این اثر ترکیبی بینظیر از داستانگویی و فلسفه است که خواننده را به تفکر دربارهی مفهوم زندگی و معنای آزادی وادار میکند. برخی آن را شاهکاری در ادبیات مدرن میدانند، در حالی که برخی دیگر سبک روایت پراکندهی آن را چالشی برای خوانندگان سنتی میدانند.
تقدیر از کتاب
- کوندرا در این رمان، ایدهها را به سطح جدیدی از غنای رویایی و شدت احساسی رسانده است.جیم میلر (Jim Miller)
- کوندرا یک استاد چیرهدست است... اثری با نهایت مهارت، اصالت و غنا. الیزابت هاردویک (Elizabeth Hardwick)
- درخشان... اثری با بازیگوشی مدرنیستی والا و اندوهی عمیق. جانت مالکوم (Janet Malcolm)
- فراتر از یک رمان معمولی؛ مراقبهای دربارهی زندگی، عشق، طبیعت مردان و زنان و اروتیسم... پر از جزئیات معنادار و حقایق کوچک و بزرگی که تقریباً هر خوانندهای با آنها ارتباط برقرار میکند. People
- بارها و بارها به این کتاب بازمیگردم. معلم، معیار، راهنمای سبک. تایه سلاسی (Taiye Selasi)
- کوندرا سبک خودش را میآفریند. این رمان به شگفتانگیزترین شیوهی ادبی ممکن دست مییابد، ترکیبی از اسطوره، داستان عاشقانه، قطعهای موسیقایی و تأملات سیاسی. آزادی است که تجربهای خواندنی خلق میکند که همزمان هم فکری است و هم حسی... من هر سال آن را میخوانم و همیشه چیزی تازه در آن پیدا میکنم. این کتاب غیرقابل طبقهبندی است: بخشی رمان، بخشی رسالهای فلسفی، موسیقایی و بخشی مقاله. گمان نمیکنم یک عمر کافی باشد تا راز آن را کشف کنم. لیلا سلیمانی (Leïla Slimani)
کتابهای مشابه «بار هستی» از میلان کوندرا
اگر از خواندن «بار هستی» لذت بردید و به رمانهای فلسفی، عاشقانه و اگزیستانسیالیستی علاقهمند هستید، این آثار میتوانند گزینههای خوبی برای مطالعه باشند:
بیگانه (L'Étranger) - آلبر کامو (Albert Camus)
موضوع: پوچی، تنهایی، جبر و اختیار
چرا بخوانید؟ این کتاب یکی از شاهکارهای اگزیستانسیالیسم محسوب میشود و داستان مردی بیتفاوت به نام مورسو و تصمیماتش را روایت میکند. کتاب بیگانه نیز مانند «بار هستی» به سبکی و سنگینی زندگی، سرنوشت و معنای بودن میپردازد.
تهوع (La Nausée) - ژان پل سارتر (Jean-Paul Sartre)
موضوع: اگزیستانسیالیسم، بیمعنایی زندگی، بحران هویت
چرا بخوانید؟ این رمان که یکی از آثار مهم فلسفهی اگزیستانسیالیزم است، به عمق هستیشناسی و معنای وجود توجه دارد. شخصیت اصلی، آنتوان روکانتن، مثل توما در بار هستی، با احساس پوچی و سردرگمی در زندگی دست و پنجه نرم میکند.
در جستوجوی زمان از دسترفته (In Search of Lost Time) - مارسل پروست (Marcel Proust)
موضوع: خاطرات، عشق، گذر زمان
چرا بخوانید؟ این اثر نیز مانند «بار هستی»، نگاهی عمیق به حافظه، سرنوشت و گذر زمان دارد.
طاعون (The Plague) - آلبر کامو
موضوع: پوچی، مرگ، آزادی چرا بخوانید؟ این کتاب به سرنوشت و بیمعنایی زندگی میپردازد که همان مفاهیمی است که میلان کوندرا مورد بررسی قرار میدهد.
جمعبندی
«بار هستی» یکی از آن کتابهایی است که خواننده را به تفکر عمیق دربارهی زندگی، عشق و سرنوشت وامیدارد. اگر به فلسفه، ادبیات عمیق و داستانهایی که ذهن را درگیر میکنند علاقه دارید، این کتاب را نباید از دست بدهید.
فهرست مطالب کتاب
پیشگفتار مترجم بر چاپ نخست پیشگفتار مترجم بر چاپ دوم
مقدمهی مترجم بر چاپ چهارم
بخش یکم: سبکی و سنگینی
بخش دوم: تن و روان
بخش سوم: کلمههای نامفهوم
بخش چهارم: تن و روان
بخش پنجم: سبکی و سنگینی
بخش ششم: راهپیمایی بزرگ
بخش هفتم: لبخند کارنین
در بخشی از کتاب میخوانیم:
- ترزا شب روز بعد به خانهی او آمد. یک کیف - که به تسمهای متصل بود- به دوش داشت و خوشلباستر از دفعهی پیش به نظر میرسید. آناکارنینای تولستوی را در دست داشت. شاد و سرحال بود. کمی حالت جنجالی داشت و میکوشید وانمود کند که برحسب تصادف و به دلیل وضع خاصی، به آنجا آمده است. بنابه دلایل حرفهای شاید هم (حرفهایش مبهم بود) در جستوجوی شغلی به پراگ آمده است.
- سالهای زیادی است که به توما فکر کردهام، اما در پرتو این تفکرات است که برای نخستین بار او را به روشنی مشاهده میکنم. او را میبینم که جلوی یکی از پنجرههای آپارتمانش ایستاده، چشمانش را به آنسوی حیاط و به دیوار ساختمان مقابل دوخته و نمیداند چه کند.












شاید بپسندید














از این نویسنده














از این مترجم













