

چرخش آینه ای
انتشارات یکشنبه منتشر کرد:
اووم... بسیار خب من هستم... [ متأثر می شود و مجدداً به فکر فرو می رود.]مرد خیلی قدرتمندی هستم. منظورم از قوی بودن، جسمانی نیس که البته اونم هستم. زیاد درگیرش بودم. همسر اولم الکلی بود. همه خانواده ام اهلش بودن. پدرم به لحاظ عاطفی مادرم رو اذیت می کرد، اگرچه من مثل اون نیستم ولی خشم زیادی از پدرم رو درونم حس می کنم. احساسش می کنم و به جای مواجه شدن باهاش پسش می زنم. عمیقاً درونم پسش می زنم و سرکوبش می کنم. [مکت] اما حقیقت اینه... چیزی که اشاره ای بهش نداشتم. در واقع مشکل خیلی پدرم نیس بلکه ترس مثل پدرم شدنه. یعنی می ترسم مثل پدرم بشم، مثل این می مونه که اگه خیلی ازش فراری باشم تبدیل به چیز دیگه ای می شم که اونم خودش مشکل سازه چون فی الواقع من آدم حیرت انگیزی هستم. [لبخند می زند.] بسیار خب. متشکرم. [نورها می روند.]
فروشگاه اینترنتی 30بوک
شاید بپسندید














از این نویسنده














از این مترجم













