

پسا فاجعه (خشونت و بازساختن خود)
نشر برج منتشر کرد:
چهارم ژوئیهی 1990 در جنوب فرانسه، وقتی سوزان برایسون به پیادهروی صبحگاهی میرفت، مهاجمی از پشت به او حمله کرد، سخت کتکش زد، به او تجاوز کرد، خفهاش کرد و چون او را مرده پنداشت، همانجا رهایش کرد. سوزان زنده ماند، ولی جهانش نابود شد. تحصیلات و دانشش در فلسفه، پس از آن تهاجم، دیگر به کارش نیامد تا به جهانش معنایی ببخشد؛ باورهای پایهای او دربارهی ماهیت خود و جهان فروشکست.
این کتاب روایتی واقعی، زیبا و جسورانه از فرایند بهبود برایسون و پژوهش فلسفی او دربارهی تروماست؛ موضوعی میانرشتهای دربارهی ماهیت هویت، خاطرات، جامعه، و تروما. برایسون شرح میدهد که چگونه در پسافاجعهی خشونت ناشی از تعرض جنسی، هویتش نابود شد و چگونه کوشید تا آن را از نو بسازد.
«واقعاً باید کتاب برایسون را بخوانید. در عصر خشونتهای بیهدف، در زمانهی #من_هم و تردیدهای نظاممند در روایتهای تجاوز، تحلیل روشنگر برایسون از فرایند بازسازی زندگی پس از خشونتهای فاجعهبار بیش از هر زمان دیگری بههنگام است. این کتاب پرقدرت و پرارزش است.» - لین تیرل، استاد فلسفه دانشگاه کنتیکت
فروشگاه اینترنتی 30بوک
معرفی کتاب پسافاجعه (خشونت و بازساختن خود) اثر سوزان جی برایسون
امتیاز در گودریدز: ☆ ☆ ☆ ☆ ☆
امتیاز در آمازون: ☆ ☆ ☆ ☆ ☆
معرفی کتاب پسافاجعه (خشونت و بازساختن خود):
واکنشهای جهانی به کتاب پسافاجعه (خشونت و بازساختن خود):
«یک مطالعهٔ بسیار عمیق... تأملات برایسون در کتاب پسافاجعه بر هر کسی که درد و رنج بزرگی را تجربه کرده است و همچنین بر افرادی که آنها را دوست دارید و به آنها اهمیت میدهید طنینانداز میشود. این کتاب بسیار شجاعانه و الهامبخش و بسیار فراتر از خاطرات معمولی یک بازمانده از شرایطی وحشتناک است.» - پابلیشرز ویکلی
«پسافاجعه یک کتاب تأثیرگذار است و باعث میشود با خودتان فکر کنید چطور برایسون توانست پس از پشتسرگذاشتن چنین فاجعهای، زندگی خود را دوباره در شکلی جدید و غیرمنتظره سرهم کند. حین خواندن این کتاب حس میکنید نویسنده از لبهٔ پرتگاه برگشته است اما این کتاب در بهترین حالت، قدرت ماندگار روایت را نشان میدهد.» - مارتین لوین، گلوباَندمیل تورنتو
«روایت شخصی و تحقیقی برایسون در مورد زندهماندن از تجاوز جنسی، خوانندگان بسیاری را به خود جلب کرده است و تأملات فلسفیاش در این مسئله، علاقهمندان میان رشتهای را به خود جلب کرده است. برایسون در این کتاب از نحوهٔ کنارآمدن افراد و جامعه با تهدید و واقعیت خشونت صحبت کرده است.» - بوکلیست
«پسافاجعهٔ سوزان برایسون یک روایت شخصی تکاندهنده از یک تجربهٔ دلخراش است. این کتاب درعینحال بازتاب فلسفی قابل تأملی از مطالعهٔ تروما و روایت است و از هر دو جنبه به خواننده کمک میکند تا وضعیت سختِ رسیدن از قربانی به بازمانده را درک کند.» - دومینیگ لاکاپرا، نویسندهٔ کتاب «تاریخنویسی، ترومانویسی و خاطرهای پس از آشویتس»
چرا باید کتاب پسافاجعه (خشونت و بازساختن خود) را بخوانیم؟
جملات درخشانی از کتاب پسافاجعه (خشونت و بازساختن خود):
«در سالهای اخیر، آزمایشات فکری هر چه مخوفتری طراحی شدهاند که در آنها ذهن و بدن شخص با کمک فناوریهای پیشرفته دچار پیوند و همجوشی، شکاف، انحلال، بازسازی، و تلهپورت شدن میشوند. هدف از این آزمایشات فکری این است تا بررسی کنیم که، براساس شهودهای ما، شخص از کدام یک از این تحولات جان سالم به در میبرد. با توجه به اینکه علاقهی فلاسفه این است که مسئلهی هویت شخصی را در وضعیتهای افراطیای بررسی کنند که فرد در معرض تهدیدهای جانی و محتملاً در معرض نابودی هویت قرار دارد، عجیب است که آنها گزارش قربانیان واقعی تروما را، مبنی بر اینکه آنها دیگر همان افرادی نیستند که قبل از دگرگونی ترومایی بودهاند، کاملاً نادیده گرفتهاند. این غفلت شاید به این دلیل است که سناریوهای خیالی، هرچقدر هم دور از واقع، لااقل قابل تصورند، در حالیکه تجربیات بازماندگان تعرض، بازماندگان جنایات جنگی نازیها و کهنهسربازان جنگ برای بیشتر ما به اندیشه درنمیآیند. بهعلاوه، فلاسفه اینگونه آموزش دیدهاند که از دنیای درهموبرهم واقعی نظر برگیرند و رو به سپهر اندیشهی ناب کنند که پاکیزهتر، مهارشدنیتر و قابلفهمتر است. اما، همانطور که در فصل قبل بحث شد، نظریهپردازان فمینیستی که دربارهی فلسفهی اخلاق، فلسفهی سیاسی، فلسفهی اجتماعی و فلسفهی حقوق مینویسند استدلال میکنند که ضرورت دارد توجه خود را به تجربههای واقعی افراد حقیقی جلب کنیم و در اینکار از روایتهای اولشخص و سومشخص بهره ببریم.»
«هدف بازمانده چیست؟ در نهایت این نیست که فراسوی تروما برود، این نیست که معماهای زندهماندن را حل کند؛ تنها این است که تاب بیاورد. اما تاب آوردن ساده نیست وقتی تنها راهی که برای بازیافتن کنترل در زندگی بهنظر میرسد خاتمهدادن به آن است. چند ماه بعد از تهاجم به من، برای دیدن دوستی، چندین ساعت تکوتنها رانندگی کردم. در مقایسه با راه رفتن، رانندگی احساس امنیت خیلی بیشتری به من میداد. با اینهمه، تمام راه نگران بودم، نهفقط نسبت به مسیر ماشینهایی که نزدیک میشدند، بلکه از اینکه نکند ماشینم خراب شود و سرنوشتم به رحم یک رهگذر قاتل گره بخورد. آرزو میکردم که کاش لااقل با خودم تفنگ داشتم که قبل از اینکه مجبور شوم تهاجم دیگری را از سر بگذرانم، بتوانم به خودم شلیک کنم. در مراحل بعدی بهبودم، وقتی افسردگی جایش را به خشم داد، امتناع سرسختانهی من از اینکه بخواهم کار مهاجمم را برایش تمام کنم این افکار دربارهی خودکشی را بهسرعت منکوب میکرد. همچنین کلاسهای رزمی دفاع شخصی به من یاد داده بودند که من، هم از نظر فیزیکی و هم از نظر اخلاقی، قادرم در دفاع از جانم کسی را بکشم ـ این گزینه به من کمک میکرد بتوانم با امکان حمله و تهدید جانی دیگری زندگی کنم.»
دربارهٔ کتاب پسافاجعه (خشونت و بازساختن خود):
فهرست مطالب کتاب:
فصل دوم: در باب امر شخصی در مقام امر فلسفی
فصل سوم: بیشتر از خود عمر کردن
فصل چهارم: افعال حافظه
فصل پنجم: سیاست فراموشی
فصل ششم: بازگفتن
اگر از خواندن کتاب پسافاجعه (خشونت و بازساختن خود) لذت بردید، از مطالعۀ کتابهای زیر نیز لذت خواهید برد:
• کتاب تقصیر تو نبود اثر بورلی انگل نویسنده و درمانگر مشهور است. بورلی که به مدت سیوپنجسال در زمینهٔ تخصصی مشاوره به بزرگسالانی که در کودکی قربانی سوءاستفاده بودهاند کار کرده است؛ دریافت چیزی که بیشتر از همه مراجعانش را میآزارد شرم فلجکننده است: شرمی کشنده که میتواند بر تمام جنبههای زندگی این افراد تأثیر منفی بگذارد. بنابراین او در کتاب تقصیر تو نبود با کمک برنامهٔ قدرتمند و مؤثر شقفت به خود، به خوانندگانش یاد میدهد چطور با خودسرزنشی، افکار منفی و شرم مقابله کنند.
دربارۀ سوزان جی برایسون: استاد فلسفه

شاید بپسندید













