

آقایی از سان فرانسیسکو
انتشارات کتاب پارسه منتشر کرد:
ایوان بونین نویسندهای چیرهدست در ترسیم طبیعت و نویسندهای خونسرد در ترسیم احوال و احساسات و رفتارهای آدمیست. این دو ویژگی را در داستانهای مجموعۀ آقایی از سانفرانسیسکو بهخوبی میبینیم.
بونین در داستانهایی که از او در کتاب آقایی از سانفرانسیسکو گردآوری و ترجمه شدهاند مضامینی چون عشق، سرنوشت، مرگ، جنگ و تقابل فقر و ثروت را دستمایۀ خلق داستان قرار داده است. در داستانهای این کتاب با نویسندهای مواجهیم که میراثدار نویسندگان بزرگ قرن نوزدهم روسیه است؛ نویسندهای که سبک شخصی خود را با ایستادن بر شانۀ غولهای ادبیات روسیه بنا کرده است.
در آقایی از سانفرانسیسکو داستانهایی را میخوانیم که در آنها نویسنده ماهرانه از شخصیتهای داستانی مخلوق خود و از حالوهوایی که در داستانهایش پدید آورده فاصله گرفته و در ترسیم سرگذشت و سرنوشت آدمهای آثارش گرفتار احساسات سانتیمانتال نشده است.
آقایی از سانفرانسیسکو همچنین مجموعهای نمایشگر شکوه سبک و ظرافت و شاعرانگی و حساسیت هنری است؛ مجموعهای شامل داستانهایی که با وسواسی زیباییشناختی پدید آمدهاند و نویسنده اوج ظرافت خود را در نوشتن آنها بهکار برده است.
بونین همچنین چنانکه پیشتر نیز اشاره شد، در ترسیم طبیعت استاد است و از همین رو در آقایی از سانفرانسیسکو طبیعت گویی در هیئت شخصیتی داستانی حضور دارد. داستانهایی که از بونین در مجموعۀ آقایی از سانفرانسیسکو میخوانید عبارتند از: «پائیز سرد»، «پرستار»، «قفقاز»، «روسیه»، «دربند»، «کلیسا»، «مادرخوانده»، «در چنین شبی»، «درناها»، «عشق گوژپشت»، «رؤیاهای چانگ»، «آلوپکا»، «بُت»، «کوچهباغهای تاریک»، «کلاغ»، «در بازار»، «فیل»، «ضیافت بهیادماندنی»، «اشکها»، «صد روپیه»، «نقاش دیوانه»، «میسترال»، «روایتی هولناک»، «آتشسوزی»، «کلۀ گوساله»، «تاب»، «کامارگ»، «پنگوئنها»، «قاتل»، «شاهین»، «واگن درجه 3»، «قدیس»، «زیباروی»، «بهار بیموقع»، «سوسکهای سرگینغلتان»، «جوانی و پیری»، «آفتابزدگی»، «زمرد»، «لاپتی»، «موزا»، «در کوههای آلپ»، «آقایی از سانفرانسیسکو» و «بِرنار».
آقایی از سان فرانسیسکو به انتخاب و ترجمۀ حمیدرضا آتشبرآب و بابک شهاب، همراه با مقدمهای بهقلم حمیدرضا آتشبرآب، در بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر شده است.
بخشی از داستان پائیز سرد از کتاب آقایی از سان فرانسیسکو
«پس از مکثی، آهسته گفت:
- خوب، اگر من را کشتند، آنجا منتظرت میشوم. تو زندگی کن، از دنیا لذتت را ببر، بعد هم بیا پیش من!
گریۀ تلخی سردادم...
صبحهنگام او رفت. مادر همان کیسۀ شومی را که شب پیش میدوخت، بر گردنش آویخت. در آن کیسه همان تمثال طلایی بود که پدر و پدربزرگش همراه خود به جنگ برده بودند. ما همه با یأس متشنجی براش صلیب کشیدیم. وقتی در هشتی ایستاده بودیم و از پشت نگاهش میکردیم، آن بهتی را داشتیم که معمولاً هنگام بدرقۀ کسی برای فراقی طولانی به انسان دست میدهد و تنها چیزی که حس میکردیم، ناسازگاری عجیب بین ما و آن صبح شاد و آفتابی بود که با شبنم یخزده روی علفها میدرخشید. کمی ایستادیم و بعد داخل خانۀ خالی شدیم. من دستم را پشت کمرم گره زدم و شروع کردم به راهرفتن در اتاقها. نمیدانستم حالا باید با خودم چه کنم، گریه سر دهم یا با صدای بلندی آواز بخوانم...
او را پس از یکماه، در جبهۀ گالیتسیا کشتند. چه اسم عجیبی!»
دربارۀ ایوان بونین، نویسندۀ کتاب آقایی از سان فرانسیسکو
ایوان آلکسییویچ بونین (Ива́н Алексе́евич Бу́нин)، متولد 1870 و درگذشته به سال 1953، نویسنده و شاعر اهل روسیه و برندۀ جایزۀ نوبل ادبیات سال 1933 بود. از بونین بهعنوان میراثدار راستین سنت ادبیات رئالیستی روسیه یاد شده است. او اولین نویسندۀ روس برندۀ نوبل ادبیات است. از آثار شاخص ایوان بونین میتوان به رمانهای «دهکده» و «درۀ خشک» و کتاب خاطرات او با عنوان «روزهای اهریمنی» اشاره کرد.
قزوشگاه اینترنتی 30بوک
معرفی کتاب آقایی از سان فرانسیسکو اثر ایوان بونین
امتیاز در گودریدز: ☆ ☆ ☆ ☆ ☆
امتیاز در آمازون: ☆ ☆ ☆ ☆ ☆
معرفی رمان آقایی از سان فرانسیسکو:
چرا باید کتاب آقایی از سان فرانسیسکو را بخوانیم؟
جملات درخشانی از کتاب آقایی از سان فرانسیسکو:
«و اینطور به شکل غیرمنتظرهای، در آن جریان تندی قرار گرفتم که بهزودی بهنوعی زندگی دیوانهوار بدل شد. دیگر از صبح تا شب یکدقیقهٔ آزاد هم نداشتم. علاوهبر تمام آن مسائل عادی که هر سال پیرامون یک برندهٔ جایزهٔ نوبل میگذرد، بهعلت موقعیت غیرعادیام (تعلق به روسیهٔ غریبی که مردمش در دیگر کشورها پراکندهاند) مرکز وقایعی شده بودم که تابهحال برای هیچیک از برندگان نوبل اتفاق نیفتاده بود. بله، این تصمیم استکهلم برای تمام آن روسیهای که احساساتش اینچنین تحقیر شده بود، واقعهای بهراستی ملی بهشمار میآمد... شب سوم دسامبر دیگر کاملاً از پاریس دور شده بودم. قطار سریعالسیر شمال و کوپهٔ مجزای درجه یک ... چندسال بود که چنین احساساتی را تجربه نکرده بودم! نزدیک صبح به آلمان رسیدیم. تمام مدت در راهروی آخرین واگن قطار ایستاده بودم. خاطرات روسیه انگار از زیر واگن بیرون میخزیدند و در نور پریده رنگ ماه عقب میرفتند، میرفتند بهسوی دشتهای هموار و درختان ابلقی در پوشش برفیِ عزا... صبح در هانوفر بودیم. چشم باز کردم و پرده را که کناری زدم، دیدم پنجره را لایهای از یخ پوشانده است.»
«در این روز، صبح زود در اتاقم را زدند؛ چراکه شب پیش به خدمتکاران دستور داده شده بود تا مرا دیرتر از هشتونیم بیدار نکنند. از جا میپرم و بلافاصله بهخاطر میآورم که امروز چه روزی است: بله، مهمترین روز زندگیام بود. ساعت هشت بود، صبح شمالی هنوز نوری ضعیف میپاشید و فانوسهای خیابان ساحلی، که از پنجرههای اتاق من دیده میشد، روشن بود و آن قسمت از استکهلم که بر بلندای خیابان ساحلی با برجها و کلیساها و قصرهاش شباهت بسیاری به پترزبورگ داشت، در این ساعت هنوز همان زیبایی افسانهواری را منعکس میکرد که تنها بهگاه طلوع و غروب میتوان دید. اما من باید روزم را خیلی زود آغاز میکردم. دهم دسامبر روز مرگ آلفرد نوبل است و از اینرو باید از خود صبح با لباس رسمی به گورستان بیرونازشهر میرفتیم تا بر مزار خودش و پسر برادرش، امانوییل نوبل، که تازگی فوت کرده بود، گل میگذاشتیم. من دیشب هم ساعت سه خوابیده بودم و لباس که میپوشیدم، هیچ سرحال نبودم، اما قهوهٔ داغ و غلیظ، آغاز روزی روشن و سرد و همینطور فکر مراسمی غیرعادی، که امروز در انتظارم بود، مرا به هیجان میآورد. کارت دعوت رسمی، چند روز پیش از مراسم برای برندگان جایزه ارسال میشود. کارت دعوت من به زبان فرانسه و با همان دقتی که مشخصهٔ برگزاری تمامی مراسم تشریفاتی در سوئد است، تنظیم شده بود.»
دربارهٔ مجموعه داستانهای کتاب آقایی از سان فرانسیسکو:
اگر از خواندن کتاب آقایی از سان فرانسیسکو لذت بردید، از مطالعۀ کتابهای زیر نیز لذت خواهید برد:
• کتاب من آدم کشتهام شامل ۲۶ داستانِ کوتاه از 18 نویسندهٔ پرآوازهٔ روسی است که با ترجمهٔ آبتین گلکار منتشر شده است. برخی داستانهای این مجموعه در اوایل قرن بیستم نوشته شدهاند و برخی داستانهای دیگر این کتاب مربوط به سالهای اخیر است. از جمله نویسندگانی که اثر یا آثارشان در این مجموعه به چاپ رسیده میتوان به آندری پلاتونوف، ایوان بونین، لودمیلا اولیتسکایا، میخاییل بولگاکوف، یوگنی زامیاتین و نینا بربروا اشاره کرد.
دربارۀ ایوان بونین: نویسندهٔ برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات

شاید بپسندید














از این نویسنده














از این مترجم













