

جوانی بدون جوانی (جیبی)
انتشارات ماهی منتشر کرد:
جوانی بدون جوانی داستانی فلسفی و متافیزیکی است و ماجرای استاد زبانشناسی سالخوردهای به نام دومینیک ماتئی را روایت میکند که پس از برخورد صاعقه، جوانیاش را بازمییابد. این تحول نهفقط زندگی دوباره به وی میبخشد، که تواناییهای ذهنی خارقالعادهای نیز در اختیارش میگذارد و او را قادر میسازد که به جستوجوی دائمیاش برای درک ریشههای زبان و آگاهی انسانی همچنان ادامه دهد.
سبک نویسندگی الیاده در ادبیات را «خیالینویسی»، «شگرفنویسی» و «غرایبنویسی» نامیدهاند. در آثار ادبی او مفاهیمی چون مکان و زمان مقدس، زمان چرخهای، و بازگشت ابدی فراوان به چشم میخورد. او جهان هرروزه را به مکانی درکناپذیر و دور از فهم بدل میکند، جایی میان عالم خاکی و عالم ماورا، که در آن، جنبهی ماورایی از هر گوشهای سروکلهاش پیدا میشود.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
این اثر که در سال 1976 منتشر شد، بیش از آنکه یک داستان صرف باشد، کاوشی عمیق در مفهوم زمان، تجربهی بشری و ماهیت آگاهی است. الیاده در این کتاب، که یکی از آخرین آثار داستانی او محسوب میشود، مفاهیم اسطورهای و فلسفی مورد علاقهاش را در قالب یک روایت تخیلی - متافیزیکی ارائه میدهد.
خلاصهی داستان
داستان کتاب دربارهی دومینیک ماتئی، یک استاد دانشگاه مسن است که به طور غیرمنتظرهای، در پی وقوع یک صاعقهی عجیب، جوانی خود را بازیابی میکند. این رویداد که ظاهری علمی-تخیلی دارد، زمینهای را برای بررسی مفهوم جاودانگی، هویت و آگاهی انسان فراهم میکند.
ماتئی، که خود را در مرز میان زندگی عادی و یک تجربهی متافیزیکی میبیند، به نوعی با چالشهای یک عمر زندگی نزیسته مواجه میشود. او به دلیل وضعیت منحصربهفردش تحت تعقیب سازمانهای اطلاعاتی و گروههای علمی قرار میگیرد، چرا که نیروی مرموزی که در وجود او پدید آمده، او را از یک فرد عادی به یک موجود فوقالعاده تبدیل کرده است.
با ادامهی داستان، ماتئی به سفری فلسفی و روحانی وارد میشود که او را به بررسی اسرار زبان، تاریخ، حافظهی جمعی و ذات بشری سوق میدهد. داستان، در کنار ماجرای جذاب و اسرارآمیز خود، تأملی عمیق در مورد رابطهی علم و اسطوره، زمان و جاودانگی، و محدودیتهای آگاهی بشری ارائه میدهد.
مضامین و مفاهیم اصلی کتاب
زمان و جاودانگی
یکی از مضامین کلیدی این رمان، زمان است. الیاده که همواره به نقش زمان در اسطورهشناسی علاقهمند بوده، در این کتاب به شکلی پیچیده و عمیق این مفهوم را بررسی میکند. آیا میتوان از محدودیتهای زمانی رهایی یافت؟ آیا بازگشت به جوانی، به معنای یافتن فرصت دوباره برای زندگی است یا اینکه خود نوعی نفرین محسوب میشود؟
ماهیت آگاهی و زبان
در طول داستان، دومینیک ماتئی به مطالعهی زبانهای باستانی و ریشههای آگاهی بشری میپردازد. او به دنبال کشف ریشهی زبان است، زبانی که انسان را به جهان پیشازمانی و اسطورهای متصل میکند. این ایده، یادآور نظرات فلسفی و زبانشناختی الیاده در مورد زبان اولیه و منشأ مقدس کلمات است.
علم و اسطوره
الیاده در این کتاب تقابلی میان علم مدرن و باورهای اسطورهای ایجاد میکند. داستان نشان میدهد که چگونه علم، علیرغم پیشرفتهایش، همچنان در برابر اسرار بزرگ کیهان و ذهن بشری ناتوان است. در این میان، باورهای اسطورهای و متافیزیکی گاه توضیحات عمیقتری برای برخی پدیدههای غیرقابل توضیح ارائه میدهند.
هویت و سرنوشت
دومینیک ماتئی، که در ابتدا یک فرد عادی بود، ناگهان در مسیری قرار میگیرد که نه تنها زندگی خودش، بلکه مفهوم هویت و تقدیر بشری را به چالش میکشد. او اکنون نه یک مرد سالخورده، بلکه فردی است که میتواند زندگی خود را از نو آغاز کند، اما آیا این آغاز دوباره، واقعاً یک هدیه است؟
چرا باید این کتاب را خواند؟
- برای دوستداران فلسفه و متافیزیک: اگر به موضوعاتی مانند ماهیت آگاهی، زمان و سرنوشت بشری علاقه دارید، این کتاب شما را درگیر خواهد کرد.
- برای عاشقان داستانهای علمی-تخیلی با درونمایههای فکری: این اثر، به نوعی علمی-تخیلی محسوب میشود اما نه از نوع متداول آن. بلکه با ترکیب فلسفه، روانشناسی و تاریخ، یک تجربهی خوانشی منحصربهفرد خلق میکند.
- برای کسانی که به مطالعات اسطورهای و مذهبی علاقهمندند: میرچا الیاده، به عنوان یکی از مهمترین اسطورهشناسان جهان، در این کتاب به شیوهای داستانی به ایدههای خود دربارهی زمان مقدس، بازگشت جاودانه و معنا در زندگی پرداخته است.
- برای کسانی که از روایتهای پیچیده و نمادین لذت میبرند: اگر از کتابهایی که بیش از یک لایهی روایی دارند و خواننده را به تفکر عمیقتر وادار میکنند، لذت میبرید، این اثر مناسب شماست.
اقتباس سینمایی از کتاب
رمان «جوانی بدون جوانی» در سال ۲۰۰۷ توسط فرانسیس فورد کاپولا، کارگردان معروف آمریکایی، به فیلمی با همین نام تبدیل شد. این فیلم که با بازی تیم راث در نقش دومینیک ماتئی ساخته شده است، توانست توجه منتقدان را به خود جلب کند، هرچند که به دلیل سبک خاص و پیچیدگیهای فلسفی داستان، مورد توجه گستردهی مخاطبان عام قرار نگرفت. با این حال، فیلم کاپولا توانست روح اصلی کتاب را حفظ کند و به خوبی مفاهیم متافیزیکی آن را به تصویر بکشد.
نقد و بررسی کتاب
نقاط قوت:
- روایت جذاب و غیرخطی که خواننده را درگیر میکند.
- استفادهی هنرمندانه از مفاهیم فلسفی و اسطورهای در قالب داستان.
- ترکیب موفق سبکهای علمی-تخیلی، فلسفی و تاریخی.
- پرسشهای عمیقی که خواننده را به تفکر دربارهی زندگی، مرگ و هویت وامیدارد.
نقاط ضعف:
- پیچیدگی روایی ممکن است برای برخی خوانندگان چالشبرانگیز باشد.
- گاهی بخشهای فلسفی و زبانی داستان، نسبت به روایت اصلی پیشی میگیرند و خواننده را از داستان دور میکنند.
- برای کسانی که به دنبال یک داستان ساده و خطی هستند، این کتاب ممکن است دشوار و گیجکننده باشد.
نتیجهگیری
«جوانی بدون جوانی» یکی از آثار شاخص میرچا الیاده است که در آن، نویسنده با بهرهگیری از دانش گستردهی خود در حوزهی اسطورهشناسی و فلسفه، داستانی عمیق و چندلایه خلق کرد. این کتاب سفری است به دنیای ناشناختههای ذهن انسان، جایی که مرزهای میان علم، متافیزیک و اسطوره محو میشوند.
اگر به دنبال کتابی هستید که نه تنها سرگرمتان کند، بلکه شما را به تفکر دربارهی ماهیت زمان، آگاهی و جاودانگی وادار کند، «جوانی بدون جوانی» انتخابی فوقالعاده خواهد بود.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
دستش را روی بازوی او گذاشت و گفت: «ریاضی را میفهمم چون اگر علاقهی خاصی بهش نداشته باشی، یاد گرفتنش بیهودهست. اما چینی چی؟»
خودش هم نفهمید چرا یکهو خندهاش گرفت. شاید«چینی چی؟» گفتنِ او به نظرش خندهدار آمده بود.
«فکر کردم بهت گفتهام. پاییز پیرارسال، وقتی پاریس بودم، یکی از سخنرانیهای شاوان را رفتم. بعد از جلسه رفتم به دفترش. ازم پرسید چه مدت روی چینی کار کردهام و چند تا زبان شرقیِ دیگر بلدم. مهم نیست چیها به هم گفتیم. اما یک چیز را خوب فهمیدم: اگر چند سال – ظرف دو سه سال – به چینی و تبتی و سانسکریت و ژاپنی مسلط نشوم، هیچوقت نمیتوانم یک شرقشناس درست و حسابی بشوم.»
شاید بپسندید














از این نویسنده














از این مترجم













