توضیحات کتاب
انتشارات چشمه منتشر کرد:
باور کردنی نبود انبوهی از پرندگان سیاه رنگ لای شاخ و برگ درختچهها خوابیده بودند. تنگ هم نشسته بودند و سریهایشان را برده بودند زیر بالها، آن قدر زیاد بودند که خود در خنچهها دیده نمیشدند. به پیرمرد اشاره کرد قایق را نگه دارد. زل زد توی چشمهایم دستم را گرفت. فهمیدم چه میخواهد. با دهان باز و بیصدا شروع کرد به شمردن یک، دو، سه و بعد با همه وجودمان شروع کردیم به فریاد کشیدن…
فروشگاه اينترنتي 30بوک
نوع کالا
کتاب
دسته بندی
موضوع اصلی
موضوع فرعی
نویسنده
نشر
شابک
9789643627010
زبان کتاب
فارسی
قطع کتاب
شومیز
جلد کتاب
رقعی
تعداد صفحه
111 صفحه
نوبت چاپ
7
وزن
122 گرم
سال انتشار
1400
نظرت رو باهامون به اشتراک بذار.

صائب رحمانی
11 شهریور 1400
یه مجموعه داستان عالی، مخصوصا داستان برو ولگردی کن رفیق
0
0
جمله مورد علاقهات از این کتاب رو باهامون به اشتراک بذار.
شاید بپسندید














از این نویسنده













