

خواب آشفته نفت (3)(از کودتای 28 مرداد تا سقوط زاهدی)
انتشارات کارنامه منتشر کرد: سايه سرد و سهمگين سرکوب در سرتاسر کشور گسترده بود. آسياسنگ خشونت در نهايت سرعت مي چرخيد و با قساوت تمام هر دانه را که بر گلويش مي گذشت خرد ميکرد. سگ ها را گشاده بودند و سنگ ها را بسته؛ و سرماي سوزان همه را کرخت و زمين گير کرده بود. دکتر مصدق فرداي معرکه پرهول و هراس 28 مرداد خود را در اختيار فرمانداري نظامي تهران گذاشت. تقريبا يک ماه بعد از کودتا پرونده او از سوي فرمانداري نظامي به دادرسي ارتش فرستاده شد و قرار بازداشت موقت او صادر گرديد. اتهام دکتر مصدق همان بود که پيش از او دامن گير وزيران و صدراعظم هاي ديگر نيز شده بود. حکومت خودکامه فردي هيچ موجودي را که قد بکشد و گمان همسري با او را در ذهن مردم ايجاد کند برنمي تابد. اما خصوصيت عمده داستان مصدق آن بود که ماجرا در روزگاري اتفاق مي افتاد که قرار بود معناي شاه و وزير فرق کلي کرده باشد. اين ماجرا در دوران قانون اساسي و مشروطيت اتفاق مي افتاد. از متن کتاب فروشگاه اينترنتي 30بوک
شاید بپسندید














از این نویسنده













