%20


دفعات مشاهده کتاب
328
علاقهمندان به این کتاب
5
میخواهند کتاب را بخوانند.
1
کتاب را پیشنهاد میکنند
2
کتاب را پیشنهاد نمیکنند
0
نظر خود را برای ما ثبت کن:
توضیحات کتاب
به آرامي به سوي پنجره رفت، به اين اميد که شايد از آن جا بتواند سراسر راهي را که به برلين مي انجاميد ببيند، خانه اش و خيابان هاي دور و بر آن و ميزها را، که مردم دورش مي نشينند و نوشيدني هاي شان را مي خورند و براي هم داستان هاي سرخوشانه تعريف مي کنند. براي اين آرام ميرفت که نميخواست سرخورده و نوميد شود. اما آنجا فقط اتاق کوچک يک پسربچه بود و تنها آن قدر از او فاصله داشت که تا به خود بجنبد و قدم از فدم بردارد به پاي پنجره رسيده بود. صورتش را به شيشه پنجره چسباند و چشم انداز بيرون را به چشم خود ديد، و اين بار چشمش از حدقه برآمد و دهانش از حيرت بازماند و دست هايش به دو سوي بندنش گشوده شد؛ چيزي او را بر آن داشته بود که احساس سرمايي گزنده همراه با ناامني کند. -از متن کتاب-
نوع کالا
کتاب
دسته بندی
موضوع اصلی
موضوع فرعی
نویسنده
مترجم
نشر
شابک
9786002292025
زبان کتاب
فارسی
قطع کتاب
شومیز
جلد کتاب
رقعی
تعداد صفحه
195 صفحه
نوبت چاپ
2
وزن
200 گرم
سال انتشار
1394
نظرت رو باهامون به اشتراک بذار.
جمله مورد علاقهات از این کتاب رو باهامون به اشتراک بذار.
شاید بپسندید














از این نویسنده














از این مترجم













