

انتشارات نگاه منتشر کرد:
اثر حاضر نمايشنامه اي است که ذيل سه پرده به اجرا در مي آيد . شخصيت هاي نمايش عبارتند از : خانم، سکينه، خديجه ، سودابه ، سوسن و پسر عمو . اولين صحنه با حضور خانم آغاز مي شود . به دنبال او سکينه و خديجه، و خدمتکار پير وارد مي شوند. خانم عصباني است و با ناسزا گفتن به بچه هاي محل و تهديد آن ها باعث وحشت خديجه و سکينه مي شود. خانم، پيرزني است رواني که پس از مرگ همسرش به اطرافيان خود مشکوک شده است. او احساس مي کند بچه ها مي خواهند او را اذيت کنند ؛ از اين رو تصميم مي گيرد با سنگ به آنها حمله کند …
غلامحسين ساعدي در 1314 در تبريز ديده به جهان گشود، او با نام مستعار گوهر مراد بيشتر آثار نمايش خود را به چاپ سپرد. در دانشگاه هاي تبريز و تهران پزشکي و روان پزشکي خواند. با درک خاصي از شخصيتهاي روان پريش و آشفته ذهن و کشف دردها و آسيبهاي روحي آنان، توانست به خوبي از اين کاراکترها در داستانهاي خود بهره گيرد. فضاي داستانها و نمايشنامه هايش آکنده از درهم آميختگي کابوس و واقعيت است که فضايي وهمناک به آثارش مي دهد. اولين مجموعه داستانش در (1339) به نام شب نشيني باشکوه منتشر شد. در مجموعه داستان به هم پيوسته عزاداران بيل (1342)، توپ (1348) و ترس و لرز (1346) از بدويت جغرافيايي براي ترسيم فضايي شگفتي آفرين و ترسناک به خوبي بهره مي جويد. از مجموعه داستانهايش ميتوان از واهمه هاي بي نام و نشان (1346)، گور و گهواره (1350) و از تک نگاريهاي او اهل هوا (1345) و خياو يا مشکين شهر و از آثار نمايشي اش: لال بازيها، چوب به دستهاي ورزيل، آي بي کلاه آي باکلاه و ديکته و زاويه را ميتوان نام برد. ساعدي در 1364 در فرانسه درگذشت و در جوار صادق هدايت به خاک سپرده شد.
فروشگاه اينترنتي 30بوک


شاید بپسندید














از این نویسنده













