

شهر معمولی (پرتقال)
انتشارات پرتقال منتشر کرد:
بعضیها کارت بیسبال جمع میکنند. یا خارپشت، یا پرز توی ناف. ولی فلیسیتی جونیپر پیکل فرق میکند. او عاشق جمع کردن کلمه هاست؛ کلمههایی که آدمها بهشان فکر میکنند، یا کلمههایی که به آنها نیاز دارند. ولی با اینکه فلیسیتی همه جای کشور را گشته، یک کلمه هست که هیچوقت آن را ندیده: خانه.
فلیسیتی از گشت وگذار خسته شده، ولی وقتی ون درب و داغان خانوادگیشان وارد شهر دره ی نیمه شب میشود، احساس میکند اوضاع دارد عوض میشود. او برای اولین بار در عمر یازده سالهاش، جایی را پیدا میکند که میتواند در آن خاطرههای خوب بسازد… و شاید دوستی هم پیدا کند.
همه ی اینها به خاطر این است که دره ی نیمه شب قبلا شهری جادویی بوده، تا اینکه نفرینی جادو را از شهر فراری میدهد. البته این ماجراییست که مردم شهر تعریف میکنند. فلیسیتی حس میکند هنوز کمی جادو توی دره ی نیمه شب وجود دارد. جادو هنوز ناپدید نشده؛ فقط مدتی طولانیست که دارد قایم باشک بازی میکند. فلیسیتی باید کلمههای درست را پیدا کند تا جادو آزاد شود.
فروشگاه اينترنتي 30بوک



شاید بپسندید














از این نویسنده














از این مترجم













