

انتشارات مشکي منتشر کرد:
خيلي وقت بود که به اندازه ي واقعي اش نبود. به خاطر همين، حالا احساس عجيبي داشت. ولي در عرض چند دقيقه عادت کرد و مثل هميشه مشغول حرف زدن با خودش شد. (خب، نصف نقشه ام اجرا شد! چقدر اين همه تغيير آدم را گيج مي کند! يعني حتي مطمئن نيستم يک دقيقه بعد چه شکلي مي شوم! ولي خب به اندازه ي واقعي ام برگشته ام. کار بعدي ام اين اسست که بروم به آن باغ زيبا... اما چطور اين کار را بکنم؟) اين را که گفت، ناگهان از مکاني باز سردرآورد که خانه اي کوچک، به ارتفاع کمتر از يک متر و نيم، در آن پيدا بود.
آليس با خودش گفت: (کسي که توي همچين جايي زندگي بکند جرئت ندارد با من که الان به اين اندازه هستم حرفي بزند؛ حتما از ته دل مي ترسانم شان!) به همين خاطر، دوباره يک گاز به قارچ توي دست راستش زد و نزديک خانه نرفت تا آنکه قد خودش را حدود بيست و پنج سانت کرد. –از متن کتاب-
آيا پس از اين کار برآمدم؟ آيا باز ترجمه ام طوري هست که وجود خود را توجيه کند؟ خواننده ها بهترين داوران اند. اما تا آنجا که به خودم مربوط است، کماکان ناراحتم که شهامت نداشتم سراغ باز ترجمه ي خوش خيالانه ي آرماني ام بروم. آرمانگراي درون من احساس مي کند شکست خورده و گاهي مي گويد کاش اين کتاب را فعلا ترجمه نمي کردم. اما اعتراف مي کنم از ذره اش لذت بردم- چه از شکست هايم، چه از پيروزي هاي احتمالي ام. –از پس گفتار مترجم فارسي
فروشگاه اينترنتي 30 بوک
شاید بپسندید














از این نویسنده














از این مترجم













