

آلبرکامو و آندره مالرو (نامه ها و متون دیگر)
انتشازات کتاب پارسه منتشر کرد:
با مطالعه آثار نويسندگان بزرگ ميتوان به نکات فراواني پي برد؛ اين آثار قطعا لايههاي متعددي دارند و مخاطب گاهي حتي در خوانشهاي بعدي به آنها پي ميبرد. بسياري از علاقهمندان جدي ادبيات، فلسفه و علوم اجتماعي همواره در پي کشف اين لايهها و نکات تازهاي از آثار مهم و البته از پديدآوردندگانشان هستند.
در اين ميان، غير از خود اثر و صاحب آن، گاهي اطلاعات و محتواهاي ديگري هم موجودند که به فهم مسائل اساسي کمک ميکنند و البته جذابيتهاي فراواني هم دارند. نامهنگاريها، عکسها، مستندها و … از آن دستهاند. نامهنگاري اگر ميان دو نويسنده پراهميت نظير آلبر کامو و آندره مالور اگر باشد، جذابيت افزونتر هم خواهد شد.
اين نامهنگاريها بيش از پانزده سال ميان مالرو و کامو جريان داشت. در اين مدت، کامو به همان «نويسنده برجسته»اي تبديل شد که مالرو از نخستين باري که دستنويس «بيگانه» را خواند آن را احساس کرده بود: عضو فعال گروه تئاتر دوتراواي الجزيره و انديشمندي متعهد که تمام دنيا او را خواهد شناخت.
هنگامي که آندره مالرو بيهدف به آسيا سفر کرد تا تقديرش را در آنجا رقم بزند، کامو هنوز دوران کودکياش را سپري ميکرد. وقتي مالرو با کتاب «وضعيت بشر» موفق به دريافت جايزه گنکور شد، کامو هنوز دانشجويي جوان و پرآتيه به شمار ميرفت که به تازگي و با اين داستان بزرگ آسيايي که او را سخت مبهوت خود کرده بود، نوشتن نقد ادبي را با دقت و ممارست آغاز کرده بود.
آنچه تار و پود اين دوستيهاي روشنفکرانه را به هم گره ميزد از يکسو عواملي واقعي و ملموس (مانند ملاقاتها، عکسها و نامهها) بود و از سويي ديگر و به شيوهاي پيچيدهتر، عبارت بود از زمانه مساعد براي همبستگيهاي مردانه و تعهدات افراطي، اعتبار ادبي و مطالعات عمومي ( اثار نويسندگاني چون نيچه، داستايفسکي، تولستوي، شکسپير، پاسکال، ژيد، فاکنر، اشپنگلر، برونته، ملويل) و مهمتر از همه حضور جمع کثيري از دوستان بود که با يکديگر به صحبت پرداخته، به هم کمک ميکردند، دستنوشتههايشان را براي همديگر ميفرستادند و تصحيح ميکردند، با هم غذا صرف ميکردند، ميخنديدند، جشن ميگرفتند و گاهي نيز يکديگر را ناراحت ميکردند.
مکاتبات کامو و مالرو حکايت از رابطه پيچيدهاي دارد که به خوبي توان تاب آوردن در برابر مجادلات روشنفکران و خشونت تاريخي «قرن وحشت» را داشت. اين نامهها نشان ميدهد آنها در مسائل اساسي با يکديگر همعقيده بودند: وفاداري روشنفکرانه و صداقتي که رويدادهاي سياسي و زندگاني هيچگاه نتوانست ارزشها و تعهدات مشترک را، که به گفته مالرو، به راستي «مايه مباهات هردوشان بود»، زايل کند.
اين نامهها انگيزشي است براي مطالعه دوباره تمام آثار اين دو نويسنده، و به اين ترتيب، مکاشفه مکالمهاي آغاز ميشود: از کتابي به کتاب ديگر، صنايع ادبي، نقل قولها و افسون دوجانبه آنها را باز خواهيم شناخت.
36 نامه، ديدارها و تبادلنظرها، براي گذر از «تحسين» و رسيده به واژه «دوستي». احترام و توجه متقابلي که در اين نامهنگاريها و نوشتههاي کامو و مالرو به چشم ميخورد حاکي از نقش کليدي آنها در تکوين مقالهنويسي و ادبيات است.
فروشگاه اينترنتي 30بوک
شاید بپسندید














از این مترجم













