نظر خود را برای ما ثبت کنید
انتشارات داستان منتشر کرد:
چشمهایش نزدیک و نزدیک تر می آیند انگار توی چشمهایش شب است دستم را دراز می کنم و روی زمین دنبال چیزی می گردم دستم می خورد به یک شی بر می دارم اش. چاقوست. با یک حرکت سه تا از انگشت هایش را می برم انگشتهایش می افتند گوشه ی اتاق. وول می خورند خون پاشیده است توی صورتش. انگشتها هنوز تکان می خورند. در میروم. از پله ها می گذرد و می آید دنبالم در پشت بام را می بندم. هوا خیلی سرد است. چرا شب تمام نمی شود تمام شهر خاموش است. هیچ چراغی روشن نیست.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
تلفن تماس: 67379000-021
ایمیل: info@30book.com
اواسط سال 1393 بود که چند تا جوان، صمیمی، پرانرژی و لبریز از ایده، بهعنوان یک دارودستهی تبعیدیِ کرمِکتاب دور هم جمع شدیم تا به رویای معرفی و فرستادن کتاب به دوردستترین کتابخوارهای ایران برسیم. ما نه عینک گرد میزنیم، نه سبیل بلند داریم (به جز یک مورد) و نه زیاد اهل کافه رفتنیم.
ما تیم بچهمعمولیهای 30بوک هستیم: ذلهکنندهی سرمایهگذارهای دستبهعصا، حامیان تمامعیار احمقانهترین و جسورانهترین ایدهها، و کَنهی حل غیرممکنترین مسئلهها. اگر جوانید (دلتان را میگوییم!)، یک جای خالی هم برای شما توی بوفه کنار گذاشتهایم. به دنیای 30بوک خوش آمدید!
© 1393-1403 | تمامی حقوق این سایت متعلق به فروشگاه اینترنتی کتاب و محصولات فرهنگی 30بوک می باشد.