%18


دفعات مشاهده کتاب
7353
علاقهمندان به این کتاب
98
میخواهند کتاب را بخوانند.
21
کتاب را پیشنهاد میکنند
41
کتاب را پیشنهاد نمیکنند
0
نظر خود را برای ما ثبت کن:
توضیحات کتاب
انتشارات سوره مهر منتشر کرد:
آقا جان جلوي همه شلوارش را درآورد. البته يک بيرجامه زير آن پوشيده بود و جورابش را روي پاچه هاي بيرچامه کشيده بود. شلوارش را همين دو دقيقه پيش پوشيده بود. نمي دانستم ديدن همين صحنه ساده بعدها سرنوشتم را عوض خواهد کرد.
فروشگاه اينترنتي 30بوک
نوع کالا
کتاب
دسته بندی
موضوع فرعی
نویسنده
نشر
شابک
9786000328573
زبان کتاب
فارسی
قطع کتاب
شومیز
جلد کتاب
رقعی
تعداد صفحه
398 صفحه
نوبت چاپ
26
وزن
410 گرم
سال انتشار
1403
نظرت رو باهامون به اشتراک بذار.

سیده مریم قادری
16 اردیبهشت 1402
مجموعه آبنباتهای آقای مهرداد صدقی، با طنزی نوستالژیک، اوقات خوشی برای خواننده میسازه. (توضیح اینکه، داستان ادامهداره، و باید کتابها رو به ترتیب بخونید و منتظر آبنبات جدید هم باشید.)

فاطمه ابراهیمی
11 اردیبهشت 1402
طنز زیبا متن روان و داستان پر کشش و عامیانه بسیار جذابه

آزاده جوانبخت
25 تیر 1401
مثل جلد قبلی عالی و جذاب

زهره تعویقی
03 اردیبهشت 1401
توی مجموعه آبنبات ها به نظر این کتاب حوصله سر بر بود برای من اما ابنیات نارگیلی که تازه منتشر شده و ابنبات پسته ای معرکه بودن و خیلی خیلی خنده دار

مائده دهقانی
11 بهمن 1400
اگه قصد دارید با خوندن یه کتاب واقعا بخندید، حتما این کتاب رو تهیه کنید

ساناز طاهری
29 آبان 1400
بیشترین لذت رو از خوندن جلد اول که آبنبات هلدار بود، بردم. اما این جلد سومم بد نبود. بهنظرم از جلد دومش که آبنبات پستهای است ، شیرینتر بود.

محدثه رمضانی محدثه رمضانی
26 آبان 1400
آبنبات های آقای صدقی بی نظیره داستان شیرین با روایت جذاب و لهجه قشنگشون که حس میکنی تو بطن داستانی

Giti Kayali
25 آبان 1400
این جلد رو بیشتر بخاطر کنجکاوی از سرنوشت محسن و خانوادش دنبال کردم. همونطور که در مورد دو آبنبات قبلی هم نوشتم، در کل این مجموعه مناسب دهه شصتی هاست ولی مناسب سنین نوجوونی شون.
جمله مورد علاقهات از این کتاب رو باهامون به اشتراک بذار.

ساناز طاهری
29 آبان 1400
1
بعضی تغییرا انقدر تدریجی اتفاق میافته که طرف خودش باورش نمشه بعداً اینطوری مشه. اگه از اول جلوی لَغزشای کوچیکِ نگیری، یکوقت به خودت میآی که... نه، شایدم اصلاً هیچوقت به خودت نیای(ص380)

ساناز طاهری
29 آبان 1400
0
اصلاً آدم از کار خیره که به همهجا مرسه. اگه کارای خوب کنی، خودِ خدا همچی خوشش میآد که راه جلوی پات باز مُکنه تا به هر چی و هر کی مخوای برسی.(ص162)

ساناز طاهری
29 آبان 1400
0
مهم اینه ما یَم کار کنیم. نمشه به جوانا پند و نصیحت کنیم، ولی خودمان یکجورِ دیگه باشیم. اینا اگه عملِ ما رِ ببینن که عینِ حرفِمانه، هیچی روشان تأثیر نداره. ولی وای به حال روزی که عکسش بشه(ص110)

ساناز طاهری
29 آبان 1400
0
به این نتیجه رسیدم که 《زندگی یک نامردآدمیه》 یعنی اگر قرار است چیزی به تو بدهد، چیزی هم از تو میگیرد. گاهی هم اگر قرار است چیزی به تو بدهد، دو تا چیزِ همزمان میدهد تا در زمانی که ماندهای کدام را انتخاب کنی هر دو را از تو بگیرد.(ص92)

سحر استادی
24 آبان 1400
0
آقاجان که دید دارم برای خودم لبخند میزنم ذهنم را خواند که هر چه هست مربوط به اوست. برای همین لبخندی زد و گفت ای پسر جان، بخند. اشکال نداره. ایشاالله یک روز اتفاقی شلوارم میافته، اتفاقاً منم همون روز از برعکسیِ کار از زیرش بیرجامه نپوشیدهم، بعد همچی اسمم همهجا بپیچه که هر جا بخوای بری خواستگاری بگن ʼپسرِ همونی که شلوار نداشت.
شاید بپسندید














از این نویسنده














282٬900 تومان
345٬000
%18